راه اندازی وب سایت مطالعه در مسیر توسعه جوامع محلی

دوستان و خوانندگان عزیز سلام !

 

بدین وسیله به اطلاع کلیه دوستان و  خوانندگان محترم  می رساند که به تازگی در راستای نشر معارف و آگاهی های علمی و حرفه ای در حوزه های مختلف مرتبط با پیشرفت جوامع محلی وب سایتی تحت عنوان مطالعه در مسیر توسعه جوامع محلی (همنام با وبلاگ فعلی)  راه اندازی شده است. مزیت وب سایت مذکور آن است که از این پس مطالب و مقالات مفید در این حوزه با امکانات و تفصیل بیشتری منتشر شده و محدودیت های مربوط به فشردگی جا،پایین بودن فضای در اختیار و کاستی های دیگر مترتب بر وبلاگ های آماتوری گریبانگیر نخواهد بود. در حال حاضر  سرگرم درج مقالات پیشین وبلاگ و درج مطالب جدیدتر در آن هستم. شما نیز هم اکنون می توانید با نشانی اینترنتی زیر به وب سایت دسترسی پیدا کنید:

www.iwdc.ir

موفق باشید

 زرنگار   

مروری بر موضوع اقدامات کشاورزی خوب (GAP) و  اقدامات کشاورزی خوب جهانی (Global G.A.P) در آلمان

ارائه توسط: دکتر فردریش لودک (Dr. Friedrich Lüdeke)

تلخیص: حمید رضا زرنگار

 

مطلب حاضر بخشی از محتوای دوره یادگیری الکترونیکی اقدامات کشاورزی خوب برای بازارهای عمده  است که با همکاری موسسه اقدامات کشاورزی خوب جهانی(که مقر آن در کشور آلمان است) برای چند کشور آسیایی و از جمله ایران در فاصله روزهای 20 تا 23 مهرماه 1394 به صورت آنلاین برگزار شد. سازمان ملی بهره‌وری ایران تسهیل کننده دوره  برای تعدادی از فراگیران منتخب از موسسات دولتی،مراکز تحقیقاتی داخلی و موسسات بخش خصوصی بود.  

 

ارائه مرکب از چهار بخش عمده شامل مقررات، اقدامات کشاورزی خوب، الزامات اقدامات کشاورزی خوب جهانی، وضعیت آلمان و خلاصه مطالب است.

در بخش اول اشاره شده که براساس مقررات اتحادیه اروپا کشاورزان ملزم اند که زمین خود را در شرایط خوب کشاورزی و زیست محیطی نگاه دارند. این مفهوم شامل حفاظت از خاک در برابر فرسایش، حفظ ماهیت ارگانیکی و ساختار خاک و حفاظت از چشم انداز طبیعی می گردد. در آلمان نیز اقدامات کشاورزی خوب شامل مقرراتی در زمینه حفاظت از خاک، کاربرد کودها، استفاده از تولیدات حفظ نباتات، کالیبره کردن تجهیزات افشانه ها، ذخیره سازی مواد شیمیایی و مواردی از این قبیل می باشد.

در بخش الزامات (Requirement) به نقاط کنترل یا معیارهای انطباق و پذیرش اقدامات کشاورزی خوب در سطح مزرعه اشاره شده است. در این الزامات ابتدا به طرح مبنای تمام مزرعه پرداخته شده است. این الزامات شامل 16 گروه عمده و تعداد زیادی تقسیمات فرعی است، به طور مثال در اولین گروه از این الزامات تحت عنوان تاریخچه مکان و مدیریت مکان (Site Management and Side History ) گفته می شود که زمین، ساختمان ها و دیگر تسهیلات برای تضمین تولید سالم غذا و حفظ محیط زیست مدیریت می شوند. وجود یک سامانه مرجع نظیر نقشه ها برای زمین و عرصه های تولید که مواردی همچون منابع آبی، انبارها، تسهیلات حمل و نقل و... در آن مشخص شده و یک سامانه ثبت آمار تولید برای ثبت تاریخچه محصول لازم است.

ارزیابی مخاطره (Risk assessment) نیز موضوعی است که در باب مطلوبیت مکان برای تولید از حیث سلامت غذا، محیط زیست و بهداشت حیوانات موردنظر می باشد. باید در ارزیابی مخاطره موارد زیر درنظر گرفته شوند:

-        حوادث بالقوه فیزیکی، شیمیایی و زیستی

-        تاریخچه مکان

-        تأثیر بنگاه های پیشنهاد شده بر انبارها، کشت ها، محیط زیست مجاور و بهداشت و سلامت حیوانات در قلمروی گواهی دامپروری و آبزیان.

 معرفی ارزیابی مخاطره شامل پنج گام شناسایی حوادث، تعیین تشخیص یا شیء آسیب دیده و چگونگی آسیب، ارزشیابی مخاطرات و تعیین پیش هشدارها، ثبت یافته ها و اجرای آن ها و سرانجام بازبینی ارزیابی و بهنگام نمودن آن است.

در بخشی از الزامات به قواعد محصول پایه (Crop base)پرداخته شده است. قواعد مزبور شامل موارد زیر است:

-        قابلیت ردیابی

-        مواد تکثیری

-        مدیریت و حفاظت از خاک

-        به کارگیری کودها

-        مدیریت آب

-        مدیریت تلفیقی آفات

-        فرآورده های حفظ نباتات

-        تجهیزات

 قواعد سرفصل های بالا در مجموعه های راهنمای جداگانه ای که ضمیمه مقررات می باشد گنجانده شده است.

ذکر این نکته ضروری است که بهداشت و سلامت و رفاه نیروی کار در مزرعه در ضوابط اقدامات کشاورزی خوب در کنار سایر قواعد حایز جایگاه ویژه ای است. قواعد مربوط به نیروی کار شامل رویه های بهداشت و سلامتی               در بر گیرنده مواردی همچون مخاطرات شناخته شده، رویه های اتفاقات و فوریت ها، طرح های احتمالی و طرح های بازبینی شده مربوط به تغییرات در مخاطرات می باشد.

بخش دیگری از مبحث نقاط کنترل و ضوابط پذیرش در خصوص قواعد مربوط به میوه و سبزی است.

در مورد میوه و سبزی پنج گروه از قواعد وجود دارد:

-        مدیریت مکان      Site Management

-        مدیریت خاک      Soil Management

-        اراضی بستر       Substrates

-        قبل از برداشت      PRE-Harvest

-        فعالیت های برداشت و پس از برداشت (حمل محصول)

Harvest and post harvest (product harvesting) activities

مدیریت مخاطرات و برنامه مدیریت (Management plan) دو مبحث عمده در مدیریت مکان می باشند. در فعالیت های برداشت و پس از برداشت نیز چهار رشته از فعالیت ها به وقوع پیوسته و مورد توجه قرار می گیرد.

-        برداشت

-        حمل محصول درنقطه برداشت

-        حمل در سالن بسته بندی

-        انبار و خنک سازی

اگرچه ممکن است تمام این مراحل در یک مزرعه اتفاق نیفتد، اما ضوابط بهداشتی و نگهداری ابزارها و تجهیزات هدف مشترک و دارای اهمیتی یکسان برای فعالیت های سلامت غذایی است. ضوابط بهداشتی علاوه بر فرآیندهای برداشت شامل فرآیندهای پیش از حمل از درب مزرعه، فعالیت های بعد از برداشت شامل حمل محصول، اثرات فردی و نیروی انسانی، تجهیزات، پوشش، مواد بسته بندی و ذخیره سازی محصول می‌گردد. عناصر تحت پوشش ضوابط مزبور نیز دربرگیرنده آلودگی های ظاهری، شیمیایی و میکروبی، انتشار ترشحات بدنی افراد و بیماری های قابل انتقال انسان است. براساس ارزیابی مخاطرات باید رویه های بهداشتی و دستورالعمل های برداشت و فرآیندهای پس از برداشت (حمل محصول در زمین و وسیله حمل) مورد عمل قرار گیرند.

در مورد موقعیت و جایگاه اقدامات کشاورزی خوب در کشور آلمان لازم به ذکر است که به طور مثال این قواعد در مورد میوه و سبزی در آن کشور اجرا و از جانب فروشندگان مواد غذایی الزامات مربوطه مورد تأکید است.

طرح معیار گواهی (Benchmark Scheme Certified) طرح و شالوده اساسی کار در این زمینه است. شمار تولیدکنندگان کشاورزی دارای گواهی تأیید اقدامات کشاورزی خوب در آلمان تا مارس 2015 معادل 8993 واحد بود که در مقایسه با سایر ممالک اروپایی حایز رتبه سوم پس از اسپانیا و ایتالیا می باشد.

 

 

 

 

الگویی برای نظام کشاورزی تلفیقی[1]

ترجمه: حمید رضا زرنگار [2]

 

با تنگ‌تر شدن حاشیه سود و افزایش تنگناهای زیست‌محیطی برنامه‌ریزی راهبردی نظام‌های تولید کشاورزی هم با اهمیت و هم دشوار می‌گردد.

این موضوع برای تولیدات لبنی و گوشتی یک واقعیت است. تولید دامپروری مجموعه‌ای با فرایندهای تعاملی است که شامل تولیدات زراعی و دامی،برداشت زراعی،ذخیره علوفه،چرا،تعلیف و حمل و انتقال کود حیوانی می‌گردد.شبیه‌سازی رایانه‌ای برای تلفیق این فرایندها در جهت پیش‌بینی عملکرد درازمدت آن‌ها و تاثیرات محیطی و اقتصادنظام‌های تولید روش مفیدی را فراهم می‌سازد.   

در اوایل دهه هشتاد توسعه شبیه‌سازی الگوی نظام  علوفه دام شیری[3] آغازگردید.مدل مزبور با علایم اختصاری DAFOSYM شناخته شد و به الگوهای تولید یونجه و ذرت و الگوی مصرفی دام  برای پیش‌بینی تولید و کاهش علوفه در مزرعه متصل می‌گردد.این الگو با اجزایی اضافی برای شبیه‌سازی ذخیره‌سازی علوفه و عملکرد دام توسعه یافت.پس از آن عملیات حمل و انتقال کود حیوانی،شخم و کاشت برای گسترش الگو به شبیه‌سازی مزرعه دام شیری اضافه گردید.  الگوی مزرعه دام شیری به واسطه اجزایی برای شبیه‌سازی رشد علوفه ،گیاهان دانه‌ریز و سویا و برداشت و ذخیره‌سازی وسعت بیش‌تری یافت.  به واسطه یک بازنگری عمده عنصر دام گوشتی در کنار گزینه مزرعه زراعی برای شکل دادن به الگوی نظام کشاورزی تلفیقی افزوده شد. این الگو به عنوان اجزای جدیدی  به شبیه‌سازی اثرات زیست محیطی رشد یافت  ودربرگیرنده مواردی نظیر تبخیر آمونیاک، آبشویی نیترات، رواناب فسفر و گازهای گلخانه‌ای می‌گردد.  

بر خلاف بیش‌تر الگوهای مزرعه ، الگوی نظام کشاورزی تلفیقی تمام اجزای عمده مزرعه را در سطح یک فرایند شبیه‌سازی می‌کند این موضوع تلفیق و اتصال اجزا را  به روشی که در حد کفایت بتواند تعاملات اصلی بین فرایندهای متعدد زیستی و فیزیکی داخل مزرعه را نشان دهد امکان‌پذیر می‌سازد. این الگو ابزار پژوهشی و آموزشی نیرومندی را برای کشف تاثیر کلی تحولات مزرعه بر مدیریت و فنآوری مهیا می‌سازد. شبیه‌سازی در سطح فرایند در همان حال که اجزای افزوده شده به این مجموعه اضافه می‌شودند و تکامل می‌یابند به منزله یک هدف مهم همچنان باقی می‌ماند. 

در الگوی شبیه‌سازی نظام کشاورزی تلفیقی ،تولید زراعی ،کاربرد خوراک و بازگشت مواد مغذی کود حیوانی به زمین در طول سنوات آب و هوایی شبیه‌سازی می‌گردد. رشد و نمو یونجه،علوفه،ذرت،سویا و کشت‌های دانه‌ریز بر اساس گام زمانی روزانه [4] ،  دسترسی آبی- خاکی و نیتروژنی ، دمای محیطی و تابش خورشید پیش‌بینی می‌گردد. عملکرد و کاربرد منابع در حمل و انتقال کود حیوانی ،شخم،کاشت و عملیات برداشت توابعی از اندازه و نوع ماشین‌آلات به کار رفته و وضعیت آب و هوایی روزانه‌اند. نرخ خشکی مزرعه،ضایعات برداشت و تغییرات مغذی‌ها در کشت‌ها با وضعیت آب و هوایی،شرایط کشت و عملیات مکانیزاسیون مرتبط است. ضایعات و تغییرات در مغذی‌ها در طول دوره ذخیره‌سازی از خصوصیات گیاه برداشت شده و و نوع و میزان به‌کارگیری تسهیلات ذخیره‌سازی تاثیر می‌پذیرد.  

تخصیص علوفه و واکنش دام با ارزش غذایی علوفه در دسترس و الزامات تغذیه‌ای گروه‌های دامی پدیدآورنده گله‌های شیری و گوشتی مرتبط است.رژیم‌های غذایی هر گروه با بهره‌گیری از رهیافت‌ برنامه‌نویسی خطی کوچک‌سازی هزینه، فرمول بندی می‌شوند، این رهیافت از علوفه بومی و مکمل‌های خریداری شده بهترین بهره‌برداری را می‌نماید.الزامات پروتئین و انرژی برای هر یک از گروه‌های دامی بر اساس خصوصیات میانگین دام در گروه‌ها تعیین می‌گردد. برای تعادل جیره‌ها یک یا دو مکمل پروتئینی به کار گرفته می‌شود.این موارد می‌تواند شامل علوفه با پروتئین‌های قابل تجزیه در شکمبه[5] هم در کیفیت بالا و هم در سطح کیفی پایین باشد.خصوصیات علوفه می‌بواند برای تجویز ضروری مکمل هر گروه از علوفه مخلوط تعیین گردد.اگر نیاز به مکمل‌های غذایی فسفر و پتاسیم  باشد در آن صورت تفاوت‌هایی بین الزامات هر گروه دامی و مجموع آن‌چه که در علوفه مصرفی وجود دارد در نظر گرفته می‌شود.چرخه‌های‌غذایی داخل مزرعه برای پیش‌بینی تجمع مواد مغذی در خاک و ضایعات زیست محیطی پیش‌بینی می‌گردد. کمیت و محتویات غذایی کود حیوانی تولید شده تابعی است از کمیت و محتویات مواد غذایی علوفه مصرفی. تبخیر نیتروژن در موقعیت‌هایی نظیر انبار غله،ذخیره‌سازی،فعالیت میدانی و در طول دوره چرا به وقوع می‌پیوندد.نیتروژن‌زدایی و زیان‌های آبشویی خاک با میزان جابجایی رطوبت و زهکشی پروفیل خاک مرتبط است، زیرا از اجزای خاک، نزولات جوی و میزان و زمان‌بندی فعالیت‌ها تاثیر می‌پذیرد. فرسایش رسوب به عنوان تابعی از عمق رواناب روزانه، نرخ اوج رواناب، محیط عرصه، فرسایش‌پذیری خاک، شیب و پوشش خاک پیش‌بینی می‌گردد.انتقال و جابجایی فسفر در سطح و زیر سطح حوزه‌های فسفر آلی و معدنی  شبیه‌سازی می‌شود. تلفات روانابی رسوب محدود فسفر و فسفر محلول در نقاط مرزی زمین در تاثیر‌پذیری از کود حیوانی و مدیریت شخم و شرایط روزانه خاک و آب و هوا پیش‌بینی می‌گردد. انتشار گازهای گلخانه‌ای دی اکسید کربن، متان و اکسید نیتروژن برای تمام مبداء‌ها و مقصد[6]ها شامل مواردی نظیر تولید زراعی،احتراق سوختی،دام‌ها،کف انبار و انبار کود برآورد می‌گردد.موارد بعدی پیش‌بینی‌ خسارات تعادل‌های کل مزرعه‌ای نیتروژن، فسفر،پتاسیم و کربن در شکل مجموع مواد مغذی وارده در علوفه،کود،مواد اضافی و تثبیتی منهای مواد وارده در شیر، علوفه اضافی، فضولات حیوانیو ضایعات قابل خروج از مزرعه تعیین می‌گردد.ردّ پاهای زیست‌محیطی چرخه حیات برای آب،نیتروژن باز فعال،انرژی و کربن برای سامانه تولیدی تا در خروجی مزرعه تعیین می‌گردد.     

عملکرد شبیه‌سازی شده بر حسب سنوات آب و هوایی برای تعیین هزینه‌های تولید، درآمدها و بازگشت اقتصادی به کار می‌رود. بودجه کل مزرعه که شامل هزینه‌های ثابت و متغیر تولید است نیز مشخص می‌گردد.هزینه‌های ثابت سالانه برای تجهیزات و سازه‌ها نتیجه هزینه اولیه وضریب بازیافت سرمایه می‌باشند.ضریب مذکور بنیانی برای یک حیات اختصاصی اقتصادی، سود واقعی و نرخ نزولی است. در نتیجه هزینه‌های ثابت سالانه با مخارج سالانه پیش‌بینی شده برای کارگر ،منابع و تولیدات برای به دست آوردن هزینه تولید کل جمع‌بندی می‌شود.  حساب‌های متعلق به کل عملیات عرصه‌، تعلیف دام،شیردوشی و حمل دام شامل هزینه‌های کارگر بدون دستمزد نیز می‌گردد.هزینه کل از کل درآمد دریافتی فروش شیر، دام و علوفه اضافی کسر می‌گردد تا میزان خالص بازگشتی گله و مدیریت تعیین شود.    

 به واسطه مقایسه شبیه‌سازی در سامانه‌های متفاوت تولیدی عوارض ناشی از تفاوت‌های بین سامانه‌ها که شامل مواردی نظیر کاربرد منابع،کارایی تولیدی،تاثیر زیست‌محیطی ‌، هزینه‌های تولید و بازگشت خالص می‌گردد تعیین می‌گردد. سامانه‌های تولیدی بر اساس یک دوره زمانی 25 ساله اخیر آب و هوایی شبیه‌سازی می‌شود. کل پارامترها که شامل قیمت‌ها نیز می‌گردد در طول شبیه‌سازی ثابت گرفته می‌شود، تا جایی که تاثیر ناشی از آب و هوا به عنوان تنها عامل تغییر در طی سال‌ها مشخص گردد.توزیع مقادیر سالانه حاصله از عملکرد محتمل، برآیندها را به دلیل تفاوت‌های آب و هوایی توصیف می‌کند.پویایی‌ها(تفاوت‌ها)ی بین سالی در نظر گرفته نمی‌شود؛شرایط اولیه نظیر غلظت مواد غذایی خاک و موجودی علوفه هر سال تجدید می‌گردد. بنابراین داده‌های شبیه‌سازی شده دامنه تغییر در عملکرد اقتصادی و زیستمحیطی را با توجه به تغییر آب و هوایی در مکان مزرعه مشخص می‌سازد. یعنی توزیع ارزش‌های سالانه شبیه‌سازی شده مخاطرات مرتبط با وضعیت آب و هوا را که توسط سامانه تولید تجربه شده است نشان می‌دهد. توزیع وسیع مقادیر سالانه بر میزان مخاطرات بیش‌تر دلالت می‌نماید. 

الگوی نظام کشاورزی تلفیقی روی تمام سیستم‌های عملیاتی ویندوز کار می‌کند. نهاده‌های اطلاعاتی برای برنامه به واسطه سه فایل پارامتری تهیه می‌گردد. فایل پارامتر مزرعه شامل داده‌هایی است که تمامیت مزرعه شامل عرصه‌های کشت، نوع خاک،تجهیزات و سازه‌های مورد استفاده، تعداد دام‌ها در سنین مختلف،استراتژی‌های برداشت، شخم و انتقال کود حیوانی و قیمت‌های نهاده‌ها و ستانده‌های متنوع مزرعه را در خود جای داده است. فایل ماشین‌آلات شامل پارامترهای جداگانه هر ماشین برای استفاده در مزرعه شبیه‌سازی شده می‌گردد.این پارامترها اندازه ماشین، هزینه اولیه،پارامترهای عملیاتی و فاکتورهای تعمیراتی را در بر می‌گیرد.اکثریت پارامترهای مزرعه و ماشین‌آلات به سرعت و به راحتی توسط باکس‌های گفتگو در تعامل با کاربر برنامه اصلاح می‌شوند. بسیاری از این فایل‌ها می‌توانند برای ذخیره پارامترهای مزرعه و ماشین‌آلات در مجموعه‌های مختلف برای استفاده‌های بعدی در سایر موارد شبیه‌سازی ایجاد شوند. فایل آب و هوا داده‌های آب و هوایی روزانه را طی سال‌ها بر حسب مکان‌های مشخص در خود جای می‌دهد. داده‌های روزانه شامل تاریخ، واقعه تابش خورشیدی، حداکثر و حداقل دما و مجموع بارش می‌گردد.

   خروجی شبیه‌سازی در چهار فایل موجود است که شامل جداول جمع‌بندی شده، جداول گزارش، جداول اختیاری و جداول پارامتری می‌شوند. جداول جمع‌بندی شده، متوسط عملکرد اثرات زیست‌محیطی، هزینه‌ها و بازگشتی‌ها را در طول سال‌های شبیه‌سازی شده تهیه می‌کنند.این ارقام شامل محصول سالانه، علوفه تولیدی، علوفه خریداری شده و به فروش رفته،کود دامی تولیدی،ضایعات مواد غذایی در محیط زیست، هزینه‌های تولید،درآمد ناشی از فروش تولیدات مزرعه و خالص بازگشتی یا سود‌دهی مزرعه می‌گردد. ارقام مقادیر متوسط‌ و انحراف معیارها برای هر یک از سال‌ها و کل سنوات تهیه می‌گردد.جداول گزارش، اطلاعات خروجی گسترده را که مشتمل بر تمام داده‌های داده شده در جداول جمع‌بندی شده می‌باشد تهیه می‌کنند. در این جداول ارقام شبیه‌سازی شده آب و هوا و میانگین و واریانس تمام سال‌ها داده می‌شود.جداول اختیاری برای وارسی دقیق چگونگی کارکرد اجزای کل شبیه‌سازی به کار می‌روند.این جداول شامل داده‌های بسیار جزئی و غالباً بر مبنایی روزانه می‌باشند.جداول پارامتر داده‌های پارامتری معین برای یک مورد شبیه‌سازی را جمع‌بندی می‌کنند.این جداول روشی ساده را برای مستندسازی مجموعه‌های پارامتری به کار رفته در یک شبیه‌سازی فراهم می‌آورد.  

راهنمای مرجع برای الگوی کشاورزی تلفیقی

راهنمای مرجع، توضیحات تفصیلی از الگوی حاضر را شامل الگوریتم‌ها و کارکردهای اصلی به کار رفته برای شبیه‌سازی عملکرد زیست‌محیطی و اقتصادی نظام‌های تولیدی مزرعه فراهم می‌سازد.برای دریافت فایل آکروبات راهنمای مذکور مستقیماً به نشانی اینترنتی زیر مراجعه کنید:         

http://www.ars.usda.gov/sp2UserFiles/Place/80700500/Reference%20Manual.pdf

برای دریافت دستور العمل بارگذاری نرم افزارهای الگوی کشاورزی تلفیقی مستقیماً به نشانی اینترنتی زیر مراجعه کنید:

http://www.ars.usda.gov/Main/Docs.htm?docid=8520



[1]The Integrated Farm System Model

[2] منبع:                                                                                                   http://www.ars.usda.gov/News/docs.htm?docid=8519                                                                                            

 

[3]Dairy Forage System Model

[4] Daily Time Step

[5]  Rumen Degradable Protein Feeds

[6]all sources and sink

وضعیت ،چالش‌های فرا روی و راه‌کارهای پایدارسازی فعالیت در  عرصه‌های حاشیه زاینده‌رود

نگارش: حمید رضا زرنگار

 

این مقاله برداشتی آزاد از مطالعه‌ای میدانی و اسنادی تحت عنوان " نگاهی به وضعیت موجود واحدهای هم‌آب کشاورزی حاشیه زاینده رود در استان چهار محال و بختیاری" است که در زمستان سال گذشته و بهار امسال توسط اینجانب با همکاری سه تن از کارشناسان همکار در استان مزبور تدوین شد.قرار است متن کامل گزارش تفصیلی و مقاله تحقیقی آن به طور جداگانه به زودی منتشر گردد. اولی در یک مجلد در تیراژ محدود در سطح مدیران و کارشناسان ستادی و استانی سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران و دومی به شکل مقاله‌ای در  شماره پاییز 1394 فصلنامه تعاون و روستا (زیر چاپ).

مطالعه مذکور در پی بررسی وضعیت بهره‌برداری در عرصه‌های باغی و زراعی حاشیه زاینده رود در استان چهار محال و بختیاری و به طور مشخص در دو شهرستان سامان و بن بود. مناطق حاشیه زاینده رود نقش مهم و عمده ای در تولیدات باغی و زراعی شهرستان‌های سامان و بن دارند. محدوده ای به وصعت تقریبی 17460 هکتار از اراضی مجاور و پیرامون زاینده رود در دو شهرستان بن و سامان عرصه فعالیت بهره‌برداران ایستگاه‌های پمپاژ حاشیه این رود را تشکیل می‌دهد.تمام بهره‌برداران در قالب واحدهای دانگی فعالیت می‌کنند و  بر مبنای تعلق به یکی از این واحدها شناخته می‌شوند.دانگ یک واحد عرفی در مناطق مرکزی و زاگرس شرقی برای تقسیم آب و زمین کشاورزی است. در اکثریت واحدهای دانگی نمی‌توان از شیوه‌های مدیریت سیستمی تولید ،آن چنان که در نظام‌های بهره‌‌برداری نوین معمول است سراغی گرفت.در موارد اندکی برخی دانگ‌ها با به ثبت رساندن شرکت و یا در شکل هیئت امنایی به بهره‌‌برداری از منابع آبی خود در قالبی شبیه به شرکت‌های آب‌بران سر و سامانی داده اند و حتی در پاره‌ای موارد در جهت یکجاکشتی و یکپارچه‌سازی اراضی بهره‌برداران هم‌آب اقدامات مفیدی به عمل آورده‌اند.

در زمان انجام این مطالعه  از  ده نقطه کشاورزی شهرستان بن که محدوده‌های احداث و بهره‌برداری ایستکاه‌های پمپاژ محسوب می‌شدند (با مساحت تقریبی4460 هکتار). تنها محدوده‌ای در حدود 800 هکتار از این اراضی (در محدوده اراضی باغی)  متعلق به 1041 نفر بهره‌بردار به طور کامل به واسطه پنج ایستگاه پمپاژ آبیاری می‌شد.در مورد شهرستان سامان 160 گروه هم‌آب در 23 محدوده روستایی و کشاورزی شهرستان سامان از حوضه‌ آبریز زاینده رود و ایستگاه‌های پمپاژ و شبکه آبیاری آن بهره‌برداری می‌کنند. این گروه‌ها در بر گیرنده 13212  نفر در قالب‌های سهامدار شرکتی و بهره‌بردار عرفی است. عرصه‌های هم‌آب به طورکلی و عرصه‌های هم‌آب شهرستان سامان به طور اخص از حیث سطح فنآوری به دو گونه سنتی - نیمه مدرن و قطره‌ای تفکیک شده‌اند.واحدهای مجهز به روش آبیاری قطره‌ای شکل اقتصادی‌تر و نوآورانه آبیاری است که در 40.6 درصد عرصه‌های هم‌آب رواج دارد. 30 درصد عرصه‌های هم‌آب دارای میزان آبدهی  زیر ده لیتر در ثانیه‌اند.بیش از 48 درصد این  عرصه‌ها از میزان آبدهی 20 لیتر در ثانیه برخوردارند.

در بیش‌تر موارد مساحت مجموعه‌های هم‌آب با آبیاری سنتی - نیمه مدرن بیش‌تر است. این موضوع بیانگر شدت نیاز به تجهیز بهره‌برداران به سامانه آبیاری قطره‌ای است.علاوه بر آن بیش از نیمی از عرصه‌های هم‌آب مجهز به آبیاری سنتی- نیمه مدرن  دارای دبی آبی کم‌تر از 20 لیتر در ثانیه‌اند، در حالی‌که این میزان برای عرصه‌های هم‌آب مجهز به سامانه آبیاری قطره‌ای در مجموع اندکی کم‌تر از 40 درصد موارد است. به استثنای دو مورد (یعنی در دو طبقه عرصه‌های هم‌آب با دبی آب 61 تا 100 لیتر در ثانیه و عرصه‌های هم‌آب با دبی آب بیش‌تر از 100 لیتر در ثانیه) در باقی موارد اکثریت با  عرصه‌های هم‌آب با آبیاری سنتی- نیمه مدرن  است.  بر اساس داده‌های موجود اکثریت عرصه‌های هم‌آب (هم دارای سامانه سنتی- نیمه مدرن و هم دارای ساماته قطره‌ای) با خطوط لوله اصلی بیش از 580 متر آبیاری می‌شوند.بدیهی است که آبرسانی در این مقادیر از فاصله مستلزم صرف هزینه‌های قابل توجهی است. بیش از 83 درصد از عرصه‌های هم‌آب  برخوردار از سامانه آبیساری قطره‌ای از خطوط لوله 850 متری و بیش از آن بهره‌مند شده‌اند. سرانجام این که  اکثریت عرصه‌های با آبیاری سنتی- نیمه مدرن از محل تامبن آب تا ارتفاعات زیر 210 متر گسترده شده‌اند؛ در حالی که در مورد عرصه‌های با آبیاری قطره‌ای اکثریت این واحدها در ارتفاعات بالای 210 متر قرار دارند.

 در خصوص ادامه فعالیت تولیدی کشاورزان و حقابه‌داران زاینده رود و نیز بهره‌برداری آنان از این منبع آبی چالش‌های متعددی وجود دارد. می‌توان این چالش‌ها را به چهار گروه کلی تقسیم نمود. چالش ناشی از خردی واحدهای انفرادی بهره‌برداری ،.چالش ناشی از ضعف سازمان‌دهی و مدیریت تولید و بهره‌برداری، چالش کم آبی ،گسترش خشکسالی  و تغییر آب و هوا  و سرانجام چالش‌سرمایه‌گذاری در امور زیربنایی و  تاسیسات و فنآوری‌های نوین آبیاری از جمله این چالش‌ها هستند که در گزارش تفصیلی و مقاله آن سازوکارهایی کلی و روش‌هایی اجرایی برای مواجهه با آن‌ها توصیه و عنوان شد. 


 

نگاهی کوتاه به حمایت‌های قانون برنامه پنجساله پنجم توسعه از نظام‌های بهره‌برداری کشاورزی

 نگارش: حمید رضا زرنگار

 

اگر نظام بهره برداري کشاورزی را مجموعه‌ای از رويه هاي حقوقي و عرفي ، فني و مديريتي در استفاده و تلفيق از عوامل توليد ( كار، زمين، آب، ابزار، سرمايه و … ) در قالب سازمان كار و مناسبات اجتماعي به منظور توليد محصولات کشاورزی و عرضه‌آن به بازار بدانیم[1] در آن صورت علی‌القاعده باید بپذیریم که این واژه دربرگیرنده گستره‌ای وسیع و قابل توجه است.با این حال در نظام اجرایی و به ویژه در درون دستگاهی نظیر وزارت جهاد کشاورزی بر حسب یک تلقی عملیاتی این واژه دربرگیرنده مجموعه اقداماتی مشخص برای تقویت فعالیت کشاورزی از طریق نهادسازی ( درقالب موسساتی نظیر تعاونی‌های بخش کشاورزی،کشت و صنعت‌ها و...) ، پروژه‌های فنی ، زیربنایی در بخش آب و خاک و حمایت‌های مالی و اعتباری از کشاورزان غالباً سازمان یافته است.

در برنامه‌های پنج ساله توسعه و قوانین بودجه سنواتی در سال‌های قبل تصریحات یا اشاراتی کلی چند برای جمایت از نظام‌های بهره‌برداری کشاورزی آمده است. در زیر نمونه‌هایی از این گونه تصریحات در برنامه پنجم توسعه بی هیچ تفسیری عیناً نقل می‌گردد.امّا توضیح در باب این‌که تا چه حد به این مصوبات توجه شده و چه نتیجه‌ای در پی داشته‌اند را می‌گذاریم به فرصتی دیگر و مجالی بیش‌تر.علی‌الحساب توجه خوانندگان را فهرست‌وار به موارد زیر جلب می‌کنم صرفاً جهت اطلاع‌رسانی. 

 

ماده ۱۴۰ـ به منظور مدیریت جامع (به هم پیوسته) و توسعه پایدار منابع آب در كشور:

الف ـ در راستای ایجاد تعادل بین تغذیه و برداشت از سفره‌های آب زیرزمینی در كلیه دشت‌های كشور، وزارت نیرو نسبت به اجرای:

۱ـ پروژه‌های سازه‌ای و غیرسازه‌ای در سطح تمامی دشت‌های كشور با اولویت دشت‌های ممنوعه آبی.

۲ـ اقدامات حفاظتی و جلوگیری و مسلوب‌‌المنفعه نمودن برداشت‌های غیرمجاز از منابع آب زیر زمینی در چهارچوب قانون تعیین تكلیف چاه‌های آب فاقد پروانه.

۳ـ نصب كنتورهای حجمی بر روی كلیة چاه‌های آب محفوره دارای پروانه با هزینة مالكان آن.

۴ـ اعمال سیاست‌های حمایتی و تشویقی.

۵ ـ اجرای نظام مدیریتی آب كشور براساس سه سطح ملی، حوضه‌های آبریز و استانی به نحوی اقدام نماید كه تا پایان برنامه با توجه به نزولات آسمانی، تراز منفی سفره‌های آب زیرزمینی در این دشت ها نسبت به سال آخر برنامه چهارم حداقل بیست و پنج درصد (۲۵%) (دوازده و نیم درصد(۵/۱۲%) از محل كنترل آبهای سطحی و دوازده و نیم درصد (۵/۱۲%) از طریق آبخیزداری و آبخوان‌داری) با مشاركت وزارت جهاد كشاورزی بهبودیافته و با استقرار نظام بهره‌برداری مناسب از دشت‌های موضوع این بند اهداف پیش‌بینی‌شده را تحقق بخشد.

ب ـ وزارت جهاد كشاورزی طرح‌های تعادل بخشی نظیر آبخیزداری، آبخوان‌داری، احیاء قنوات، بهبود و اصلاح روش‌های آبیاری و استقرار نظام بهره‌برداری مناسب دشت‌های موضوع بند « الف»را به نحوی اجراء نماید كه اهداف پیش‌بینی شده تحقق یابد.

ماده ۱۴۱ـ

بند(الف)  به منظور افزایش بهره‌وری آب كشاورزی، وزارت نیرو مكلف است نسبت به‌اصلاح تخصیص ها و پروانه‌های موجود آب و تحویل حجمی آب به تشكل‌های آب‌بران به‌نحوی اقدام نماید كه سالانه حداقل یك درصد (۱%) از حجم آب مصارف موجود به ویژه در دشت‌های با بیلان آب زیرزمینی منفی كاهش یابد تا آب صرفه‌جوئی‌شده در جهت توسعة اراضی جدید بخش كشاورزی یا سایر مصارف با روش‌های نوین آبیاری مورد استفاده قرار گیرد.

ماده ۱۴۲ـ به منظور تقویت بازارهای محلی و منطقه‌ای و توجه به ارزش آب:

...

بند (ب) سرمایه‌گذاری و مالكیت، مدیریت و بهره‌برداری سدها و شبكه‌های آبرسانی با حفظ كلیه حقوق حقابه‌بران، توسط بنگاه ها و نهادهای عمومی غیردولتی و بخش‌های تعاونی و خصوصی با رعایت سیاست‌های كلی اصل چهل و چهارم (۴۴) قانون اساسی و قانون مربوط مجاز است.

ماده ۱۴۳ـ به منظور حفظ ظرفیت تولید و نیل به خودكفایی در تولید محصولات اساسی كشاورزی و دامی از جمله گندم، جو، ذرت، برنج، دانه‌های روغنی، چغندرقند و نیشكر، گوشت سفید، گوشت قرمز، شیر و تخم‌مرغ، اصلاح الگوی مصرف براساس استانداردهای تغذیه، گسترش كشاورزی صنعتی و دانش بنیان، فراهم نمودن زیرساخت‌های امنیت غذایی و ارتقاء ارزش افزوده بخش كشاورزی بر مبنای ملاحظات توسعه پایدار سالانه به میزان هفت درصد (۷%) نسبت به سال ۱۳۸۸ در طول برنامه اقدامات زیر انجام می‌شود:

...

بند (ب) تحویل آب موردنیاز كشاورزان به صورت حجمی براساس الگوی كشت هر منطقه و با استفاده از مشاركت بخش غیردولتی.

هـ ـ برون‌سپاری فعالیت‌های غیرحاكمیتی و تصدیگری‌های بخش كشاورزی به‌ بخش‌های خصوصی و تعاونی با تأكید بر به كارگیری كارشناسان تعیین‌صلاحیت‌شده عضو سازمان نظام مهندسی كشاورزی و منابع طبیعی و سازمان نظام دامپزشكی به ‌عنوان ناظر و یا مشاور فنی مزارع كشاورزی و واحدهای دامی و دامپروری و آبزی‌پروری، تعاونی ها و تشكل‌های بخش كشاورزی

ماده ۱۴۶ـ به منظور افزایش تولید و ارتقاء بهره‌وری و بازده زمین‌های كشاورزی در واحدهكتار، دولت حمایت‌های حقوقی و مالی لازم را از تشكیل تشكل‌های حقوقی با اولویت تعاونی‌های تولید كشاورزی در جهت اعمال مدیریت واحد یا اتخاذ سیاست‌های تشویقی برای یكپارچه‌سازی زمین‌های كشاورزی به عمل می‌آورد.

ماده ۱۹۴ـ دولت مكلف است به منظور بهبود وضعیت روستاها در زمینه سیاستگذاری، برنامه‌ریزی، راهبری، نظارت و هماهنگی بین دستگاه‌های اجرائی، ارتقاء سطح درآمد و كیفیت زندگی روستائیان و كشاورزان و كاهش نابرابری‌های موجود بین جامعه روستایی، عشایری و جامعه شهری، حمایت لازم را از اقدامات زیر به‌عمل آورد:  

...

بند (ب) حمایت از گسترش كشاورزی صنعتی و صنایع روستایی با اولویت توسعه خوشه‌ها و زنجیره‌های صنعتی ـ كشاورزی كوچك و متوسط كه بخش اعظم نهاده‌ها و عوامل تولید آن در جغرافیای روستایی وجود دارد و همچنین صنایع دستی و خدمات گردشگری و ایجاد و توسعه بازارهای محلی با اولویت مراكز دهستان‌های دارای قابلیت توسعه.

...

بند (ك) حمایت مالی از طریق اعطاء تسهیلات، وجوه اداره شده، یارانه سود و كارمزد جهت توسعه اشتغال خانوارهای روستایی و عشایری با اولویت روش‌های محلی و بومی و نیز تقویت مدیریت یكپارچه اراضی از طریق مشاركت با تشكل‌های حقوقی به‌منظور جلوگیری از خردشدن اراضی و تجمیع مدیریتی اراضی خرد كشاورزی.



[1] ا

.ازکیا. مصطفی ،شركتهاي سهامي زراعي ، صندوق مطالعاتي نظامهاي بهره برداري معاونت نظام بهره برداري وزارت كشاورزي ،تهران:1372، ص 24

گزارش وضعیت جامعه مدنی در سال 2015 منتشر شد

 

این گزارش تصویر جامعی از جوامع مدنی و شرایطی که در آن به سر می‌برند  را در سطح جهانی ترسیم می‌کند. بر اساس مقدمه‌ دبیر کل موسسه همبستگی جهانی برای مشارکت شهروندی(CIVICUS)  در گزارش، سازمان‌های تحول محور جامعه مدنی با سه موضوع ویژه مواجه‌اند:

در وهله اول بسیاری از پرداخت کنندگان کمک‌ها از "چارچوب‌های منطقی" پروژه‌ها در عذاب اند. آن‌ها می‌خواهند سازمان‌های جامعه مدنی تغییرات درازمدت و نظام‌مند را در پروژه‌های کوچک شسته و رفته و قابل هزینه کرد که با برنامه‌ها و زمان‌بندی‌هایشان هماهنگ‌اند بسته بندی کنند.آن‌ها معمولاً از طریق حلقه‌های پیچیده "واسطه‌های مالی" که مقادیر کوچک شده پول را با شرایط نسبتاً گسترده گزارش دهی هدایت می‌نمایند کار می‌کنند.در جوامع مدنی بسیاری از افراد در انجام چنین بازی‌هایی مهارت دارند، امّا فعالیت‌های بسیار نوآورانه و بلندپروازانه به ندرت درگیر پروپوزال‌های اجرایی می‌شوند. 

 

در ثانی جوامع مدنی در بسیاری ممالک میان معیارهایی که دسترسی به سرمایه‌های خارجی را دشوار می‌سازند و این واقعیت که تامین کنندگان داخلی هنوز توانمند یا مایل به حمایت از فعالیت‌های تحول محور نیستند گیر کرده‌اند. وضعیت در کشورهایی نیز که ظاهراً در شمار ممالک  با  درآمد متوسط قرار گرفته‌اند حادتر است و آنان از فهرست اولویت‌های اعطا کنندگان خارج شده‌اند.

نکته سوم آن است که صرفنظر از قول‌هایی برای سرمایه‌گذاری در خط مقدم و سرمایه‌گذاری متناسب با ظرفیت جوامع مدنی جنوب، در حقیقت منابع بسیار قلیلی به نیازمندانی که مسلماً بهتر  می‌توانند این منابع را  هزینه کنند می‌رسد.داده‌هایی که با سختی گردآوری شده‌اند بیان‌گر آن‌اند که بر اساس تخمین به عمل آمده در سال 2011 سازمان‌های غیر دولتی جوامع مدنی جنوب تنها یک درصد از تمامی کمک‌ها را به صورت مستقیم دریافت کرده‌اند. مابقی تخصیص‌های مربوط به جوامع مدنی به سازمان‌های ممالک شمال که سهم نامشخصی از سرمایه آنان در جوامع مدنی ممالک در حال توسعه قرار دارد منتقل می‌گردد.

نسخه حاضر گزارش شاملبخش‌های زیر است:

  • مروری یک ساله که چگونگی واکنش جامعه مدنی را به بحران‌های جهانی ،تجزیه و تحلیل جریان‌های اعتراضی، تهدیدهای مربوط به آزادی‌های مدنی و پیشرفت‌های جدید در جامعه مدنی را ملاحظه می‌کند.
  • نوشته‌های 27 اندیشمند جامعه مدنی در مورد جریان‌ها، موضوع‌ها و چالش‌های مربوط به تامین مالی جوامع مدنی.
  • مطلبی از موسسه همبستگی جهانی برای مشارکت شهروندی که بینش موجود در نوشته‌های27 اندیشمند مهمان را تجزیه و تحلیل و جمع‌بندی می‌نماید.

خوانندگان ارجمند برای مشاهده و دریافت متن انگلیسی گزارش می‌توانند به نشانی زیر مراجعه نمایند:

  www.eldis.org/go/topics/resource-guides/governance

نگاهی به تغییرات اندازه زمین کشاورزی

نگارش: حمید رضا زرنگار

در طول سالیان تعداد بهره‌برداری‌های با زمین از 1877299 واحد بهره‌برداری در اولين سرشماري كشاورزي(سال 1339) به 3359409 واحد بهره‌برداری(سال 1393) فزونی یافت. در جدول شماره(1) مقادیر مربوط به تعداد واحدهای بهره‌برداری با زمین در خلال دو سرشماری کشاورزی1382و1393 با یکدیگر مقایسه شده است. با وجود کاهش اندک تعداد کل بهره‌برداری‌های با زمین در نسبت بهره‌برداری‌های خرد مقیاس زیر 2 هکتاری افزایشی 2 درصدی (معادل 52 درصد کل بهره‌برداری‌های با زمین) مشاهده می‌گردد. 

لازم به ذکر است بر اساس سرشماری عمومی کشاورزی سال 1382 از مجموع 3473383  واحد بهره‌برداری کشاورزی با زمين، تعداد 3011461 واحد(حدود 86.7 درصد) آن را واحدهای زير10 هکتاری تشکيل می‌داد؛ از اين تعداد 34.62 درصد از آن  واحدهای زير یک هکتار، 15.04 درصد از آن واحدهای 1 تا 2 هکتاری، 23 درصد واحدهای 2 تا 4  هکتاری و 14 درصد واحدهای 5 تا 10 هکتاری بود.(برگرفته از سرشماري‌هاي كشاورزي در سال‌هاي مختلف).در ايران اندازه زمين كشاورزي از سال‌هاي 1339 تا 1382 سير نزولي داشت. ميانگين اراضي بزرگ نيز داراي كاهشي معادل 6 درصد  بود. متوسط وسعت اراضي بزرگ از 24.3 هكتار در سال 1353، به 22.9 هكتار در سال 1382 رسيد.

متوسط اندازه زمین  در واحدهای بهره‌برداری خرد (زیر5 هکتار) در سال 1382 معادل 1.76 هکتار بود. این میزان در سال 1393ا از آن رقم نیز کم‌تر شد و به 1.28هکتار رسید.(جدول شماره 2) متوسط زمین در واحد بهره‌برداری از رقم 5.08 هکتار سرشماری کشاورزی سال 1382 به 4.9هکتار در سال 1393 کاهش یافت.(جدول شماره2)

 

جدول شماره 1:  تعداد واحدهای بهره‌برداری کشاورزی با زمین و روند تغییرات آن ها

در سال های 1382 و 1393  

 

طبقه بهره‌بردار

سال 1382

سال 1393

تعداد

درصد

تعداد

درصد

کم‌تر از 2 هکتار

1724776

50

1758436

52

5-2 هکتار

796108

23

755944

22

10-5 هکتار

490587

14

423359

13

50-10 هکتار

429576

12

386605

12

بیش از 50 هکتار

32346

1

35065

1

جمع

3473393

100

3359409

100

   ماخذ: سرشماری عمومی کشاورزی سال های 1382‌ و 1393

 مقایسه داده‌های دو سرشماری کشاورزی 1382 و 1393 از حیث جمع ارقام مساحت‌ها و متوسط‌های زمین به ویژه در زیر بخش‌های زراعت و باغبانی گویای برخی تغییرات طی دو دهه اخیر است(جدول شماره2). به طور مثال مساحت کل واحدهای بهره‌برداری در سال 1393 به  16476609 هکتار رسید که در مقایسه با سرشماری کشاورزی سال 1382 بیانگر کاهشی 8.8 درصدی است. علیرغم کاهش متوسط زمین زیر 5 هکتار در واحد بهره‌برداری، رقم مربوط به مساحت کل این واحدها کاهشی معادل 8.5درصد را نشان می‌دهد. در سال 1393 در مقایسه با سرشماری پیشین 9.85درصد از اراضی با کاربری زراعی کاسته شده؛ در مقابل اراضی با کاربری باغی بیش از 16 درصد رشد نموده و از 1468034 هکتار در سال 1382 به 1704193 هکتار در سال 1393 رسیده است. در سال 1393 متوسط اراضی زراعی نسبت به سرشماری پیشین یک دهم هکتار بیش‌تر شد.

 

جدول شماره 2: مقایسه ارقام و سرانه‌های مربوط به واحدهای بهره‌برداری با زمین

سال‌های 1382 و 1393(واحد:هکتار)

سال

مساحت اراضی کشاورزی

سرانه

 

واحدهای زیر 5 هکتار

تعداد

مساحت

کل

سرانه

1382

17665198

5.08

2520884

3439390

1.36

1393

16476609

4.9

2514380

3216464

1.28

ماخذ: سرشماری عمومی کشاورزی سال های 1382‌ و 1393

 

 در برخی مناطق مساحت قطعات زراعی در حد چند صد متر مربع است. درحالی که تعداد قطعات پراکنده اراضی یک مالک 1 تا 10 هکتاری، بين يک تا 20 قطعه و گاهی بيش‌تر نیز می‌باشد؛ از اين روي مساحتی از اراضی به عنوان مرز منظور و غيرقابل استفاده شده‌اند. اگرچه بسیاری از این‌گونه کشاورزان گهگاه اراضی حاصلخيزی را در اختيار دارند، امّا به دليل بهره برداری ناصحيح اراضی آن‌ها اين قابليت خود را به تدريج از دست می دهند. اراضی به طور معمول از شکل هندسی مناسب برخوردار نمی‌باشند. به عنوان مثال برخی از اراضی دارای طول بسيار زياد و عرض بسيار کم هستند و برخی ديگر شکل هندسی منظمی ندارند. در بعضی مناطق نيز، سطح اراضی مزروعی ناهموار است.

خردی و پراکنده بودن قطعات اراضی بهره‌برداران مهم‌ترين معضل نظام بهره‌برداری دهقانی - خانوادگی است. اين ويژگي در مواجهه با مناسبات بازار و تقاضاي روز افزودن جمعيت کشور به مواد غذايي و فرآورده‌هاي كشاورزي استاندارد، در تنگنا است. با این حال در سال 1393 تعداد 2514380 واحد خرد مقياس با زمین موجبات اشتغال تعداد قابل توجهي از روستاييان را فراهم آورد. در صورتي كه تعداد 423359 واحد دهقاني بین 5 تا 10 هکتار زمین به اين ميزان اضافه گردد، بر ظرفيت ايجاد اشتغال در واحدهاي خرد و خرد و دهقاني خانوادگی افزوده خواهد شد. در عين حال نبايد اين نكته را از ياد برد كه فعاليت‌هاي كشاورزي در جامعه دهقاني به طور سنتي توسط اعضاي يك يا چند خانوار اعمال مي‌شود. از اين روي با سامان‌دهي اين واحدها فرصت هاي نسبتاً پايداري براي اشتغال اعضاي خانوارهاي بهره‌بردار  فراهم خواهد شد. موضوع افزايش درآمد در بين كشاورزان نيز از جمله تبعات مربوط به به كارگيري روش هاي نوين آبياري، اصلاح هندسي مزارع و كرت بندي‌ها، فعاليت هاي يكجا كشتي و يكپارچه‌سازي و ساير اصلاحات فني در اراضي ناشي مي شود.  

نگاهی به ضرورت‌ها و توجیهات اجرای برنامه تعاونی تمودن تولید و   یکپارچه شدن اراضی

نگارش: حمید رضا زرنگار

 مقدمه

 

 اگرچه سهم بخش کشاورزی ازکل منابع سرمایه­گذاری شده دولت در30سال گذشته همواره کم‌تراز6 درصدبوده و بخش کشاورزی با حداقل سرمایه­گذاری ریالی وارزی،نقش تعیین­کنندۀخودرادراقتصادملی داشته است؛ امّا به هر روی در کشور ما تولید محصولات کشاورزی سالم برای تأمین نیازهای جمعیت و امنیت غذایی از الزامات توسعه ملی به شمار می‌آید و این رسالت اغلب برعهده جامعه روستایی است. در این میانه نظام­های بهره­برداری کشاورزی به عنوان واحد مدیریتی نقش منحصر به فردی در توسعه کشاورزی واستفاده صحیح از منابع آبی وخاکی و بهره­برداری بهینه از سایر عوامل و عناصر مطروحه در آن‌هادارد.

باآغازبرنامه ‌اصلاحات ارضي در كشور مديريت روستاها دستخوش تغييرات اساسي شد و نقش ‌مالكان ‌بزرگ‌ و كدخداهاكه سهم مهمي در مديريت مالي و اجتماعي روستاهاداشتند، حذف گرديد.ازآنجاكه‌ ازقبل براي جايگزيني اين خلأ مديريتی ناشی از حذف این طبقه سازوکار دقیقی انديشیده نشده بود اصلاحات ارضی به رواج خرده دهقانی دامن زد. بدین لحاظ،تشکیل شرکت‌های تعاونی تولید روستایی در سال‌های بعد برای رفع چنین نقیصه‌ای مورد توجه قرار گرفت. گرچه اصلاحات ارضی  تا حدود زیادی موفق شد مناسبات کهنه را در نظام زمینداری که عمدتاً بر سهم بری تکیه داشت از بین ببرد و دهقانان سهم بر را به دهقانان مالک تبدیل کند؛ امّا خرد شدن واحدهای بهره­برداری به ویژه بهره‌برداری‌های کم‌تر از دو هکتار از آثار و تبعات منفی آن بود.به هروری شرایط جدید، ناشی از تحولات در جامعه روستایی شکل­گیری شیوه های نوین را در سازماندهی روابط تولیدی ضروری ساخته بود. دولت سعی کرد با راه­اندازی شرکت‌های تعاونی تولید روستایی بر مشکل تامین سرمایه و امکانات فنی فایق آید

تعاوني توليد بر اساس اهداف توسعه فني و اقتصادي طراحي شده و ضوابط مربوط به شكل گيري و توسعه آن‌ها به ويژه از سال 1349  با اجراي قانون تعاوني نمودن توليد به اجرا گذارده شد. به دليل كارآمدي و اثربخشي اين شركت‌ها به ويژه در خصوص اهداف كلان بخش كشاورزي، جايگاه ها و نقش‌هاي بيش‌تري در طول زمان به آن‌ها اختصاص داده شد كه از آن جمله مي توان به واگذاري مديريت شبكه هاي آبياري، تحقق يكپارچه‌سازي و يكجاكشتي و نيز تحقق برنامه هاي الگوي كشت اشاره نمود. اين نقش‌ها به طور مستقیم بازتاب اهداف غايي بخش كشاورزي و مداخله گري‌هاي توسعه گرايانه حاكميتي در عرصه كشاورزي مي باشد و به همين دليل بهبود مداوم فرآيندها و سازوكارها و رويه هاي مربوط به توسعه نظام‌های بهره برداري در دستور كار توسعه آن‌ها قرار گرفته است. برنامه هاي بهبود فرآيندها مي توانند با ايجاد ظرفیت‌ها و امكانات، زمينه های لازم براي پذيرش نقش‌ها و مسئولیت‌های جديد بر اساس نيازهاي رو به رشد و متغير بخش كشاورزي را در شرکت‌های تعاوني توليد و ساير شيوه هاي بهره برداري فراهم نمايند. 

عنوان مطلب حاضر به پیروی از تصریحات قانون تعاونی نمودن تولید و یکپارچه شدن اراض  که مبنای فعالیت تعاونی‌های مذکور است انتخاب گردیده است. در برنامه حاضر تلاش می‌گردد توجیهات،فنی،اقتصادی و اجتماعی لازم برای توسعه فعالیت تعاونی‌های تولید روستایی منظور گردد.

 

تعاریف و مفاهیم

نظام بهره‌برداری : مراد از نظام بهره‌برداری، سازمانی اجتماعی (اقتصادی و فنی) مرکب از عناصری به هم پیوسته است که با هویت و مدیریتی واحد و در چارچوب شرایط اجتماعی، اقتصادی و طبیعی محیط خود امکان تولید کشاورزی را فراهم سازد. می‌توان گفت نظام بهره‌برداری اساسی‌ترین و عمده‌ترین موضوع مطروحه در بخش کشاورزی آن جامعه را تشکیل می‌دهد. (عبداللهی، 1377، 3).

در جدیدترین تقسیم بندی‌هایی که بر اساس این شاخص انجام می شود سه نوع نظام   بهره‌برداری اصلی و تعدادی بهره‌برداری‌های فرعی قابل تشخیص است.

نظام بهره‌برداری دهقانی : شامل واحدهای خرد ودهقانی

نظام بهره‌برداری تعاونی : شامل شرکت‌های تعاونی تولید کشاورزی، تعاونی‌های سنتی، مشاع‌ها یا شرکت‌های غیر رسمی، تعاونی‌های مشاع

نظام بهره‌برداری تجاری: شامل واحدهای شخصی، شرکتی غیر رسمی، شرکت‌های سهامی زراعی و شرکت‌های کشت و صنعت

تعاوني توليد روستايي :شرکت‌های تعاونی تولیدروستایی نوعی بهره‌برداری گروهی از اراضی توسط دهقانان با حفظ مالکیت فردی آنان است.تصمیمات در این شرکت‌هااز طریق مجامع عمومی و هیئت مدیره گرفته می‌شود .شرکت‌های مذکور برای تحقق اهداف مذکور در قانون تعاونی نمودن تولید و یکپارچه شدن اراضی در زمینه بهره برداري از منابع آب و خاك كشور و افزایش تولید و درآمد روستاییان و سایر زمینه های مرتبط با این دو هدف پایه‌گذاری شده‌اند.

برنامه تعاونی نمودن تولید و یکپارچه شدن اراضی: این برنامه که در پیروی از قانون تعاوني نمودن توليد و يكپارچه شدن اراضي[1] و بر اساس تصریح ماده یک آیین‌نامه اجرایی قانون مذکور [2] عنوان می‌گردد متضمن کلیه پروژه های مورد نظر دفتر نظام‌های بهره‌برداری در شرکت‌های تعاونی تولید با هدف بهبود بهره‌برداری عمومی و جمعی اعضا از منابع و زیرساخت‌های تولید (آب و خاک، ماشین‌آلات، نیروی انسانی و منابع پولی و مالی) ،ارتقا و تنوع بخشی به فعالیت‌های تولیدی، فنی و بازرگانی مشترک، افزایش توان مالی ، ارتقای سطح دانش اعضا و ارکان  و نیز اعمال مدیریت یکپارچه ، واحد و مشارکتی بر عملیات شرکت‌های مذکور است.     

 

جایگاه شرکت‌های تعاونی‌های تولید در بخش کشاورزی

برخی ویژگی‌های تعاونی‌های نولید روستایی در سطح کشور عبارتند از:

  • 1348 شرکت تعاونی تولید
  • 61 اتحادیه تعاونی تولید
  • حدود 4 میلیون و 23 هزار هکتار اراضی تحت پوشش
  • حدود 394.000  عضو
  • حدود 1/8 %  اراضی زيركشت ديم کشور
  • حدود 30 % اراضی زیرکشت آبی کشور

در تشكيل شركت تعاوني توليد به سطح جغرافیایی(روستا)، تعداد اعضا، منابع آب و زمین قابل کشت توجه می‌گردد. از مجموع 393 شهرستان كشور در 302 شهرستان شركت تعاوني توليد وجود دارد.

ميزان اراضي آبي(زراعي و باغي) اعضای تعاوني‌ها در كشور 2438595 هكتار بوده كه در قياس با  كل اراضي آبي كشور كه 8297031  هكتار مي باشد قريب به 4/29% اراضي آبي را شامل مي‌شود.

ميزان اراضي ديم اعضاء تعاوني‌ها نيز 777433 هكتار كه در قياس با كل اراضي ديم9368168 هكتار ميباشد حدود 3/8% از كل اراضي ديم را نيز شامل مي گردد.

در مورد سهم تعاونی ‌های تولید روستایی از مجموع تولیدات زراعی می‌توان به سهم تولیدی 5/37 درصدی آن‌ها در تولید گندم، سهم 36 درصدی در تولید چغندر قند، سهم 35 درصدی در تولیدکلزا و سهم 31 درصدی در تولید جو در تعاونی‌های مذکور در مقایسه با مجموع کشور اشاره نمود.در مورد تولیدات باغی نیز می‌توان به سهم 5/79 درصدی آن ها در تولید زرشک، سهم 50 درصدی در تولید بادام و گردو، سهم 35 درصدی در تولید زیتون و سهم 19 درصدی در تولید پسته اشاره نمود.[3] 

 

اهمیت و ضرورت اجرای برنامه

در سال 1339، حدود 83 درصد بهره‌برداري­هاي كشاورزي كمتر از ده هكتار زمين كشاورزي داشته و 40 درصد اراضي كشاورزي را در اختيار داشته‌اند. در سال 1372 بيش از 8/84 درصد بهره‌برداري­هاي كشاورزي كمتر از ده هكتار زمين كشاورزي داشته و 2/37 درصد اراضي كشاورزي را در اختيار داشته‌اند. تعداد بهره‌برداري­ها از یک  میلیون و 877هزار در سال 1339 به 2میلیون و 809 هزار در سال 1372 افزايش يافت و حدود 5/1 برابر شد. تعداد واحدهای کشاورزی زیر ده هکتار در سال 1382 به دو میلیون و  6/382  هزار و  میزان اراضی تحت اختیار آن‌ها در آن سال به پنج میلیون و 754 هزار واحد رسید. میانگین وسعت اراضی بهره‌برداران زیر ده هکتار در آن سال 4/2هکتار و در  مجموع بسیار پایین بود.

در قانون تعاوني نمودن توليد و يكپارچه شدن اراضي مصوب سال 1349 و اصلاحیه سال 1393  قانون مذکور ضرورت‌هایی همچون یکپارچه کردن قطعات اراضی مزروعی در جهت امکان حداکثر بهره‌برداری از منابع آب و خاک آشنا ساختن روستاییان  با اصول و شیوه های و استفاده صحیح از وسائل و ماشین آلات کشاورزی و احیای اراضی و افزایش تولید و درآمد سرانه سکنه‌روستاها و مواردی از این قبیل تصریح شده است.

همواره گفته می‌شود که پراکندگی منابع تولید(از جمله اراضی) ، استفاده از دستاوردهای علمی و فنی و تکنولوژی ، سرمایه گذاری در بخش تحقیقات ، ارتباطات و نهاده های کشاورزی را مشکل وگاهی غیر ممکن می سازد. امروزه پراکندگی قطعات زمین ، مانع اساسی راه پیشرفت و توسعه کشاورزی و جامعه روستایی می‌باشد. پراکندگی اراضی باعث می شود استفاده از عوامل تولید با دشواری صورت گیرد. نیروی کار به علت وجود عارضه پراکندگی زمین ، تضعیف شده و کارایی آن کاهش می یابد. فاصله بیش از حد بین قطعات، رفت و آمد های مکرر و در نتیجه کاهش انرژی کشاورزان را به دنبال دارد. در شرایط یکپارچه نبودن اراضی و وجود موانع فیزیکی و طبیعی که در این اراضی وجود دارد، بهره برداران نمی توانند از آن‌ها به صورت بهینه استفاده کنند و سرمایه گذاری در امور زیر بنایی مانند احداث سدها، شبکه های آبرسانی، زهکشی، تسطیح زمین و احداث جاده های بین مزارع، با وجود اهمیت بسیار غیر ممکن می‌گردد. عدم سرمایه گذاری در مزارع و فراهم نکردن فنآوری نوین سبب می شود تا بهره برداران نتوانند به کشاورزی سودآور دست یابند. کوچک بودن قطعات زمین، تعداد و فاصله بین قطعات و نامنظم بودن شکل آن‌ها، مسائل و مشکلات متعددی را در بهره‌برداری از زمین و سایر عوامل تولید به وجود می آورد. بر مبنای این دشواری‌هاست که وزارت جهاد کشاورزی در ماده 6 اصلاحیه سال 1393 قانون مذکور مکلف به تهیه نقشه جامع و یکپارچه شدن اراضی در محدوده ثبتی روستاهای حوزه عمل این قانون شد. لازم به ذکر است که یکپارچه سازی اراضی کشاورزی در معنای کامل خود به مفهوم یکپارچه کردن و هماهنگ نمودن کلیه فعالیت های کشاورزی اعم از آماده سازی زمین، تهیه بذر، کود ، سم ماشین آلات کشاورزی و نگهداری واستفاده صحیح از آن‌ها و مدریت منسجم تولید است. تعاونی نمودن تولید نیز اگرچه ممکن است تلقی‌هایی خاص و ویژه را همچون اقدام جمعی برای تولید محصولی واحد را متبادر سازد؛ امّا در اساس به دلیل پایبندی قانون به استقلال عمل کشاورزان در کار و بهره‌برداری از اراضی خود، در عمل متضمن کار و تصمیم‌گیری توام با مشارکت و توافق جمعی برای تولید و بهره‌برداری از منابع است.  

 در ماده یک قانون تعاوني نمودن توليد و يكپارچه شدن اراضي  به وزارت جهاد کشاورزی اجازه داده شده که با رعایت اصل مالکیت کشاورزان و تامین حقوق ناشی از آن به تدریج و متناسب با امکانات و مقدورات دولت و همچنین استقبال کشاورزان از برنامه یکپارچه کردن اراضی و تعاونی نمودن تولید به تاسیس تعاونی‌های تولید روستایی مبادرت ورزد. در حقیقت تعاونی تولید ساز و کار اجرایی نیل به اهداف قانون مزبور است.. در بسیاری از نقاط کشور این شرکت‌ها  به كانون‌های محلی توسعه كشاورزي تبديل شده اند و فعالیت های آن‌ها به رشد جهت‌گیری‌های تولیدی و از بُعد اجتماعي، به شكل گيري مشاركت‌های کشاورزان در تصميماتي كه بر زندگي آنان تاثير مي گذارد  منجر شده است. شرکت‌های تعاونی تولید روستایی مکآن‌های مناسبی برای سرمایه گذاری های زیربنایی و اجرای طرح های توسعه وافزایش تولید محصولات کشاورزی و ساماندهی مسائل بازاریابی و فروش محصولات تولیدی اند. به این ترتیب باید با توجه به نقش مشارکت جویانه و فعال بهره برداران کشاورزی در عرصه تعاونی‌های تولید باید از تعاونی‌های موجود حمایت کافی به عمل آید و کمک های لازم برای توسعه کمی و کیفی این گونه بهره‌برداری در عرصه های جدید در نظر گرفته شود.

 

الزامات قانونی

در مقام جستجوی ضرورت‌های وجودی اجرای برنامه پیشنهادی حاضر ارائه شواهد و تصریحاتی از متون حقوقی و قانونی موجود در بخش کشاورزی سودمند می‌باشد. 

در بند 5- ج شرح وظايف تفضيلي وزارت جهاد كشاورزي مصوب ٢/٤/١٣٨١ هيات وزيران بر وظيفه مندي وزارتخانه مذكور در خصوص مطالعه، طراحي و بهينه سازي الگوها و نظام هاي توليد و بهره برداري در بخش كشاورزي و ارزيابي و اصلاح مستمر آن‌ها و نيز يكپارچه‌سازي اراضي، احداث راه هاي بين مزارع، تجهيز و نوسازي مزارع و باغ ها به منظور استفاده موثر از منابع و نهادهاي كشاورزي و ارتقاي بهره وري در فرآيند توليد با تاكيد بر بهبود بهره وري از آب تصريح شده است. 

در  ماده 3 مصوبه مورخ 11 خرداد1384 مجمع تشخيص مصلحت نظام  در خصوص سياست هاي كلي نظام در بخش كشاورزي بر ساماندهي و اصلاح ساختار و نظام بهره برداري بخش كشاورزي با رعايت اندازه هاي فني – اقتصادي واحدهاي توليدي به خصوص تجميع اراضي كوچك و اتخاذ تدابير لازم براي جلوگيري از خرد شدن اراضي كشاورزي و حفظ واحد توليد اقتصادي با توجه به مالكيت اشخاص و تاكيد بر جهت گيري حمايتي دولت از اين سياست‌ها به ويژه در واگذاري منابع آب وخاك و ساير عوامل توليد متناسب با نوع فعاليت و شرايط مختلف اجتماعي، اقتصادي و اقليمي مناطق كشور تصريح شده است .

تعيين اين وظايف براي دولت خودبخود مي تواند انجام و گسترش فعالیت‌های زیربنایی در اراضی بهره‌برداران و کشاورزان را توجيه پذير سازد.

همان‌گونه که اشاره شد قانون تعاوني نمودن توليد و يكپارچه شدن اراضي متن قانونی عمده ای است که در آن بر تاسیس تعاونی‌های تولید روستایی و لزوم اجرای طرح‌ها و  امور زیربنایی در شرکت‌های مزبور تصریح شده است. موضوعاتی نظیر  يكپارچه كردن قطعات اراضي زراعي در جهت امكان حداكثر بهره برداري از منابع آب و خاك كشور از طريق تاسيس شبكه هاي نوين آبياري و تسطيح اراضي زراعي و تحقق شمار قابل توجهی از وظایف تولیدی، زیربنایی و حمایتی با رعايت نظام تعاون در ماده یک  قانون که منجر به فراهم شدن موجبات افزايش توليد و درآمد سرانه سكنه روستاها و تأمين رشد مداوم اقتصادي كشور می‌شود به منزله  پایه های فکری قانون  مورد اشاره محسوب می‌گردند.

در ماده چهار قانون شركت‌های تعاونی تولید در استفاده از كليه اقدامات و برنامه هایی كه وزارتخانه ها و سازمان ها و دستگاه ها و شركت‌هاي دولتي در مورد رفاه اجتماعي و عمران روستائي و آباداني و آبياري و بهبود وضع محصول و ترويج و توسعه صنايع دستي و فعاليت هاي غير كشاورزي و امثال آن در مناطق مختلف كشور اجرا مي كنند حق تقدم دارند .در ماده پنج دولت مكلف گردیده است براي اجراي اين قانون همه ساله اعتبار لازم را از محل اعتبارات عمراني يا بودجه جاري كشور به صورت كمك بلاعوض و يا وام در اختيار وزارت جهاد كشاورزي بگذارد. همان‌گونه که پیش از این ذکر شد در بخش دیگری از قانون مذکور (ماده شش) دولت مکلف به تهیه نقشه جامع و یکپارچه شدن اراضی در محدوده ثبتی روستاهای حوزه عمل این قانون شد.

در ماده یک آيين نامه اجرائي این قانون(مصوب 9 مرداد 1350) به اجراي برنامه تعاوني نمودن توليد و يكپارچه شدن اراضي در  قطب‌های توسعه و مناطق مورد سرمايه گذاري برای برنامه هاي آبياري اشاره شده است. در آیین‌نامه  قبول و اجراي برنامه يكپارچه كردن اراضي مزروعي و تعاوني نمودن توليد  منوط به تصميم مجمع عمومي شركت‌های تعاوني و عقد قرارداد لازم بين دولت و شركت‌ها دانسته شده است.

در بند اول ماده 4 آيين نامه، اعتبارات و امكاناتي كه از محل اعتبار عمراني دولت در اختياروزارت جهاد كشاورزي قرار داده شده به دو طبقه زير تقسيم مي شود:

اول عمليات عمراني زيربنايي كه بايد از اعتبار عمراني بلاعوض و قبل از انجام هر گونه اقدام لازم براي اجراي برنامه تعاوني كردن توليد و يكپارچه شدن اراضي انجام پذيرندکه خود دربرگیرنده 9 بند وظایف عمده زیربنایی عمومی و تعداد متنابهی از فعالیت‌های مربوط به آن می‌باشد. دوم عملياتي كه بايد با استفاده از وام هاي پرداختي به شركت‌هاي تعاوني مشمول طرح انجام شود.مواردي مانند تهيه طرح جامع توسعه كشاورزي[4] ، تسطيح اراضي طبق طرح جامع توسعه كشاورزي[5] ، ايجاد شبكه هاي آبياري اصلي درجه 1و2و3 و زهكشي اصلي [6] ، آموزش فني و حرفه اي كاركنان شركت تعاوني روستايي و تامين كارشناسان لازم براي پياده كردن برنامه و مديريت و نظارت بر عمليات[7] و تامين خدمات مهندسي مورد نياز اجراي طرح ها[8] از جمله مصادیق اعتبارات عمرانی بلاعوض مورد اشاره در این ماده به شمار می‌روند. بدون تردید موارد مذکور در راستای تحقق دو مفهوم "تعاونی نمودن تولید" و " یکپارچه سازی اراضی" ان چنان که در بخش تعاریف مفاهیم  نوشته حاضر آمده می‌باشد. در  ماده 5 آيين نامه كشاورزان عضو به تبعيت و شرکت در برنامه تعاوني كردن توليد در صورت قبول آن توسط شرکت ملزم شده‌اند. در ماده 7 به این شركت‌ها اجازه داده شده که عمليات كشت و توليد را در تمام يا قسمتي از اراضي زراعي اعضا راساً انجام دهند و يا اجراي تمام يا قسمتي از برنامه را تحت نظارت خود در اراضي به هر يك از كشاورزان يا گروه هايي از كشاورزان واگذار كنند. در ماده  15 موضوع فعالیت تولیدی دسته‌جمعی و گروهی اعضاي شركت هاي تعاوني روستايي در شکل بنه در مراحل كاشت و داشت و برداشت و  تحويل محصول جمع آوري شده برای عرضه به بازارهاي فروش و نیز اختصاص دادن  دستمزد روزانه به تناسب نوع كار  و پرداخت و درآمد خالص به اعضا در صورت ضرورت مطرح شده است.

در اساسنامه شركت تعاوني توليد روستایي مصوب 19 اردیبهشت1391 به مواردی نظیر اصلاح ساختار نظام بهره‌برداری کشاورزی، ارتقاء بهره وري عوامل توليد، تخصيص و بهره برداري بهينه منابع و افزايش کمی و کیفی توليد محصولات كشاورزي به عنوان هدف از تشكيل اين شركت‌ها اشاره شده است[9] . در همان متن حدود عملیات متعددی برای این شرکت‌ها منظور گردیده است.برخی از این موارد با جنبه های خاص مورد نظر برنامه حاضر مرتبط ‌اند. مواردی همچون يكپارچه‌سازي اراضي خرد و پراكنده اعضا با حفظ مالكيت فردي آن‌ها و رعايت الگوي كشت در قالب نظام يكجا كشتي، انجام عمليات مربوط به بهبود، توسعه و توليد محصولات كشاورزي، استقرار مدیریت مشارکتی آب، مديريت و بهره برداري جمعي و مشترك از اراضي كشاورزي از آن جمله‌اند.در بند 1 بخش الف ماده شش اساسنامه در بیان شرایط عضویت شرکت‌های تعاونی تولید بر التزام داوطلبان عضویت به  اهداف شركت و اجراي برنامه قانون تعاوني نمودن توليد و يكپارچه شدن اراضي تصریح شده است .در تبصره 1 همان ماده نیز بار دیگر بر ضرورت تقاضا و داوطلب بودن اعضا در ارتباط با انجام عمليات تجميع، تجهيز و يكپارچه سازي اراضي و يكجا كشتي با اعمال مديريت متمركز  تاکید شده است.

 

توجیهات اساسی برای اجرای برنامه  تعاونی تمودن تولید و  یکپارچه شدن اراضی

 

توجیه اقتصادی:

این توجیهات غالباً در دو سطح ناحیه‌ای و محلی (خرد) و ملی (کلان) قابل طرح و توصیف است.

در سطح ناحیه‌ای و محلی: تاسیس تعاونی‌های تولید روستایی و اجرای طرح‌های مرتبط با برنامه حاضر در سطح محلی و در میان بهره‌برداران عضو می‌تواند به آثاری همچون  افزایش راندمان آبیاری، افزایش سطح زیر کشت آبی و به تبع آن افزایش تولید در واحد سطحبه دنبال ایجاد و به‌کارگیری تاسیسات و تجهیزات آبرسانی و آبیاری بیانجامد. افزایش درآمد کشاورزان و ارتقای معیشت در سطح روستا با توجه به اجرا و پیاده‌سازی الگوی کشت و مدیریت یکپارچه اراضی، تجهیز موثر و مطلوب منابع و نیروهای محلی برای نگهداری، تعمیر و احیای زیرساخت‌های آبی و آبیاری و و در نتیجه افزایش اشتغال محلی از جمله این آثار است.

سایر آثار اقتصادی خرد مترتب بر اجرای این طرح‌ها می‌توانند در موارد زیر خلاصه شوند.

ü      ارتقای ارزش اقتصادی زمین کشاورزی.

ü      ایجاد امکان بهزراعی و انجام عملیات زیربنایی لازم برای کاربرد روش ها و استفاده صحیح و مناسب از ابزار، ماشین آلات و نهاده های نوین کشاورزی در اراضی انفرادی.

ü      کاهش هدررفت آب درانتقال به سطح مزرعه.

ü      بالا رفتن ميانگين اندازه قطعات و جلوگیری از خرد شدن مجدد اراضی  در نتیجه  اجرای پروژه های یکجاکشتی و مدیریت زراعی.

ü      تسهیل در دسترسی کشاورزان به نهاده هاي كشاورزي از جمله سوخت، کود، سم، بذر و تهيه و توزيع آن‌ها از طریق تاسیس و تشکیل شرکت‌های تعاونی تولید.

ü      ارتقای خدمات فنی و سطح تکنولوژی و مدرنیزه کردن تولید.

ü      افزایش بازدهي نيروي کار در بين اعضاي تعاوني‌های توليد ناشي از خدمات تعاوني‌ها در زمينه نهاد‌ه هاي توليد.

ü      توسعه زیرساخت‌های عمرانی در سطح روستاها به ویژه زیرساخت‌های تولید کشاورزی.

ü      فراهم سازی امکان ایجاد صنایع تبدیلی و تکمیلی و فرآوری محصولات کشاورزی در مناطق روستایی.

ü      ایجاد امکان مناسب برای جذب و استفاده از تسهیلات بانکی و نیز ایجاد و توسعه فعالیت‌ها و صندوق‌های اعتباری در بین اعضا.

در سطح ملی: کاهش هزینه های نگهداری تاسیسات وسازه های آبی در سطح کشور،کاهش هزینه های کلی تولید در بخش کشاورزی از طریق توزیع و تامین مناسب عوامل تولید به ویژه آب،کاهش هزینه های مدیریت و بهره‌برداری از شبکه های آبیاری، کاهش زیان‌های اقتصادی ناشی از اختلافات و درگیری‌های مربوط به آب نیز از جمله توجیهات کلان اقتصادی برای اجرای برنامه تعاوني نمودن توليد و يكپارچه شدن اراضي می‌باشد.گسترش بازار محوری و تولید برای بازار به ویژه گسترش کشاورزی تخصصی در عرصه ها و قطب‌های تولید، افزایش در رقم کل سرمایه‌گذاری در بخش کمشاورزی و امکان اعمال سیاست های کشاورزی منطبق بر مطالعات و برنامه ریزی  مصادیق دیگری از آثار کلان اجرای برنامه در سطح کشور می‌باشد.

توجیه اجتماعی:

موارد بسیاری در راستای توجیهات اجتماعی پروژه وجود دارد. جنبه های اجتماعی و تشکل محور فعالیت تعاونی‌های تولید روستایی و نیز پیدایش و ایجاد آن‌ها در سطوح محلی (روستا) بر آثار و پیامدهای اجتماعی برنامه حاضر دلالت می‌نماید.برخی از این پیامدهای محتمل که در جای خود می‌توانند در نظام تولید و بهره‌برداری از منابع و افزایش توانمندی‌های انسانی در جوامع هدف موثر واقع گردند عبارت‌اند از:  

ü      رشد سازمان کار تولید و مدیریت علمی و تخصصی با روابطی تا حدودی عقلایی و مبتنی برتقسیم کار و تخصص گرایی  بر اثر تاسیس تعاونی‌های تولید روستایی.

ü       رشد  نیروی انسانی آگاه و آشنا به دانش علمی و فنی در سطح شرکت‌های مزبور .

ü      شبکه سازی در سطح محلی و میان تولید کنندگان در مسیر تامین منافع مشترک.

ü      نهادسازی محلی و کمک به رشد نهادهای محلی موثر در توسعه روستایی.

ü      رشد روحیه مشارکت داوطلبانه،توسعه فعالیت های جمعی، تجمیع توانائی های پراکنده در قالب گروه هاي توليد در شركت‌هاي تعاوني توليد و طرح‌های آب و خاک بر اساس منابع مشترك آبي، همجواري اراضي و یا توليد محصول واحد.

ü      توسعه روحیه مسئولیت‌پذیری و نظارت همگانی از طریق تاسیس شركت‌هاي تعاوني توليد.

ü      انجام و توسعه فعالیت های ترویجی و آموزشی بین اعضا و ارکان تعاونی‌ها برای افزایش درآمد و تولید شرکت و اعضا و نیز کاربرد تعاونی تولید در انتقال دانش تولید در میان عموم بهره‌برداران در قالب خدمات مشاوران مزرعه.

ü      افزایش هم‌افزایی میان ساکنان روستاها و ارتقای سرمایه اجتماعی.

ü      توسعه خدمات بیمه محصولات و نیز بیمه تامین اجتماعی و خدمات درمانی در مناطق حوزه عمل شرکت‌های تعاونی تولید روستایی.

توجیه زیست محیطی:

ü      بخش کشاورزی در ایران در معرض تهدیدها و آسیب‌های زیست محیطی بسیاری است.برخی ازآن‌ها از شرایط خاص جغرافیایی و مکانی کشور و برخی دیگر از فعالیت‌های انسانی سرچشمه می‌گیرد. میزان بالای یازکل وسعت سرزمین ایران ازآب وهوای خشک ونیمه خشک برخوردار است و به این ترتیب کشور در معرض خطرفرایندپیشروی بیابان‌هاقراردارد.درمجموع ازنظرتناسب سطح مناطق خشک ایران با جهان ، کشور ما روی کمربندخشک جهان قرارگرفته و ۶/۶۴ درصدازمساحت آن دارای اقلیم خشک وفراخشک است که در مقایسه با میزان جهانی (۱۹/۶ درصد) ۳/۳ برابر بیش‌تر است.میانگین سالانه ریزش باران در کل کشور۳۲۰ میلی‌متر است. بارندگی در ایران یک سوم میانگین بارندگی جهانی است،درحالی‌که به دلیل قرارگرفتن برروی کمربندخشکی جهان،تبخیرآب ۳ برابرمیانگین جهانی است. از سوی دیگر گفته می‌شود درایران حدود ۱۰۰میلیون هکتارازاراضی درمعرض کاهش پتانسیل تولید قرار دارند که ۷۵میلیون هکتار آن در معرض فرسایش آبی ، ۲۰میلیون هکتار آن درمعرض فرسایش بادی و ۵ میلیون هکتاردرمعرض دیگراشکال شیمیایی وفیزیکی تخریب  سرزمین همچون کاهش حاصلخیزی وشوری زایی است. اجرای صحیح پروژه ها و فعالیت‌های تامین و احداث منابع آبی و مدیریت نوین آب و خاک و فعالیت‌های بهزراعی و توسعه‌ای در تعاونی‌های تولید  می‌تواند آثار زیست محیطی زیر را در پی داشته باشد:

ü      به تنوع آب و هوا و ایجاد کلیمای جدید یا در واقع میکروکلیما و تغییر محسوس درکیفیت آب وهوامنتج گردد.

ü      با کمک به ایجاد بیشه‌زار و جنگل ، مزارع مختلف و محوطه های سرسبزکه برخی از آن‌هاباهدایت آب به زمین های زیر دست سدها و در پی پروژه های آبیاری زهکشی شکل می‌گیرند موجب تغییرات محسوس در آب و هوای مناطق می‌گردند.

ü      در بسیاری نواحی هدایت آب‌های سطحی به  دردسترس قرارگرفتن سهل الوصول آب برای پرندگان و ایجادزیستگاه آبی برای آن‌ها کمک می‌کند.

ü      به زیر کشت بردن زمین‌های بایر باعث تقویت پوشش گیاهی و مرتعی ، تقویت خاک و پیشگیری از توسعه بیابان می‌گردد.

ü       تنوع بخشی به فعالیت‌های تولیدی کشاورزی نظیر پروژه های دامپروری، گیاهان دارویی و یا کشت‌های گلخانه‌ای و نیز ارگانیک در تعاونی‌های تولید باعث کاهش فشار بر منابع آب و خاک و مدیریت آن‌ها در جهت توسعه پایدار می‌گردد.

ü      در نتیجه ایجاد کانال‌های استاندارد انتقال آب و نیز پروژه های نوین آبیاری از میزان فرسایش خاک به میزان قابل توجهی کاسته خواهد شد.

ü      با تاسیس و گسترش تعاونی‌های تولید در قالب برنامه حاضر امکان بیش‌تری برای اجرای روش‌هایی نظیر مدیریت تلفیقی سموم ،مدیریت تلفیقیبهره وری و سموم و نیز کشاورزی ارگانیک  و سرانجام تولید محصول سالم فراهم خواهد گردید.

 

برای اجرای برنامه مذکور چه اهدافی را می‌توان در پیش گرفت؟

هر اقدامی در این مسیر باید در راستای تحقق مقاصد عنوان شده در ماده یک قانون تعاوني نمودن توليد و يكپارچه شدن اراضي در خصوص يكپارچه كردن قطعات اراضي زراعي و بهره برداري مطلوب و پایدار از منابع آب و خاك كشور و نیز افزایش و تنوع درآمد بهره‌برداران عضو شركت هاي تعاوني تولید روستایی از طريق تاسيس، بهبود و توسعه فعالیت این شرکت‌ها ‌باشد.تحقق این هدف بر اساس ارزیابی و مقایسه پیشرفت کمی و کیفی فعالیت‌ها ارزیابی می‌گردد. اهداف اختصاصی زیر نیز می‌تواند دنبال گردد:

  1. توسعه فعالیت‌های زیربنایی (آب و خاک) ، تاسیسات آبیاری و فعالیت‌های ساخت و احداث تاسیسات اداری (ساختمان دفتر کار)، انبار و واحد مکانیزاسیون.
  2. بهبود مدیریت منابع آب از طریق ایجاد و توسعه تشکل‌های مدیریت منابع آب و آبیاری و بازمهندسی روش‌های موجود بهره‌برداری از منابع آب.
  3. شناسایی و توسعه روش‌های نوین تولید در بخش کشاورزی با تاکید بر اقدامات کشاورزی خوب (GAP)، ایجاد و توسعه گلخانه ها، صنایع تبدیلی و تکمیلی،بسته بندی و فرآوری تولیدات زراعی،باغی و دامی و همچنین ،دامداری‌ها و تولید گیاهان دارویی و علوفه‌ای با مدیریت و محوریت شرکت‌های تعاونی تولید و اتحادیه های شهرستانی و استانی.
  4. مطالعه امکان‌سنجی برای شناسایی عرصه ها و نواحی مستعد تاسیس شركت هاي تعاوني تولید روستایی و تاسیس و ثبت آن‌ها در راستای نیازها و سیاست‌های بخش کشاورزی.
  5.  مطالعه و برنامه‌ریزی برای توسعه و بهبود فعالیت‌های تعاونی‌های تولید موجود.
  6. کمک به افزایش توان مالی، سرمایه‌گذاری و فعالیت‌های بازرگانی در شرکت‌ها و توسعه تسهیلات اعتباری مورد نیاز  شرکت‌های تعاونی تولید.
  7. کمک به ارتقای سطح رفاه و تامین اجتماعی برای بهره‌برداران و اعضای شرکت‌ها از طریق تاسیس صندوق‌های اعتباری و قرض الحسنه، برقراری بیمه محصولات ،بیمه تامین اجتماعی و درمانی.
  8. ارتقای فعالیت‌های آموزشی،ترویجی و خدمات فنی و مشاوره‌ای در شرکت‌های تعاونی تولید.
  9. تومسعه مهارتی و آموزش و بازآموزی مدیران عامل و ارکان تعاونی‌های تولید موجود.
  10. ارتقای توان تصمیم‌گیری و مشارکت اعضا و ارکان شرکت‌های تعاونی تولید.

 

لازم به ذکر است موارد بالا بخش‌هایی از پیش نویس بسته اجرایی توسعه نظام بهره‌برداری تعاونی تولید روستایی برای اجرا در برنامه ششم است. این بخش‌ها توسط اینجانب به رشته تحریر در آمده است.

 

 



[1]  مصوب سال 1349 و اصلاحی سال 1393.

[2]  مصوب 9/5/1350 هيئت وزيران.

[3] منبع: آمارنامه کشاورزی 1392.

[4] بند الف  بخش اول ماده 4 آئين نامه

2بند ز  بخش اول ماده 4 آئين نامه

3  بند ژ  بخش اول ماده 4 آئين نامه

[7]  بند س  بخش اول ماده 4 آئين نامه

[8]  بند ص  بخش اول ماده 4 آئين نامه

[9]  ماده 5 اساسنامه.

متناسب سازي رسانه هاي سنتي و رسانه هاي نوين براي توسعه (ويژه انجمن مجازي به همين نام ،بخش سوم)

بحث نامه تهيه شده توسط گروه ارتباطات براي توسعه. بخش خدمات ترويجي،آموزشي و. ارتباطي سازمان خوار و بار و كشاورزي ملل متحد(فائو)با همكاري سابين ميشلز – دكوك (اول دسامبر 2000)

مترجم: حميد رضا زرنگار

 

گفتگوي ارتباطي شماره 2

1-   بومي سازي فنآوري

1-1-    متناسب سازي محلي رسانه هاي نوين الكترونيكي ( ICT)[1]

سازمان هايي كه در سطح محلي رشد يافته اند و و بر توسعه اجتماعي متمركز هستند در همان حال كه از رشد رسانه هاي نوين استقبال مي كنندروز به روز در سطح جهان گسترش مي يابند.در نگاه اول به نظر مي رسد آن ها فرصت هاي بالقوه  اميد بخشي را عرضه مي كنند.چند مانع كليدي براي دسترسي فقرا به رسانه هاي نوين وجود دارند كه عبارت اند از:

·  پايين بودن سواد كاربردي.

·  پايين بودن سطح تنوع زباني.

·  عدم استطاعت در تامين رسانه هاي نوين.

·  دسترسي محدود ( و گاه كنترل شده به رايانه).

·  زير ساخت ضعيف ارتباطات دور.

اندرو اسكوز[2] از دپارتمان بين المللي توسعه[3] معتد است:

بحث مربوط به فنآوري هاي نوين اطلاعاتي و ارتباطي آشكارا جذّاب است.25 مايل از اغلب پايتخت هاي آفريقايي كه دور شويد و زير ساخت هاي اطلاعاتي و ارتباطي را باز بيني كنيد اين حقيقت آشكار مي گردد. با اين حال بايد چندان دقيق باشيم كه موضوع  به كار گيري رسانه هاي قديمي و نوين و تركيبي از فنآوري هاي اطلاعاتي و ارتباطي براي كاهش فقر و كاربرد اطلاعات تبديل به جذّابيتي كور نگردد[4]

بياييم به اين موضوع ها بيانديشيم:

·  چگونه اهالي محل / مردم اجتماع رسانه هاي نوين را متناسب سازي مي كنند؟براي چه مقاصدي؟ با چه محتوايي ؟

·  كي متناسب سازي مي كند؟چرا؟آيا گروه خاصي از مردم در اين خصوص بر ديگران برتري دارند؟

·  آيا ما بايد ابتدا بهترين روش ها را شناسايي كنيم و سپس به حمايت از اقدامات محلي مبادرت كنيم؟ كجا؟ چه موقع؟

·  آيا ما بايد رسانه هاي نوين را ترويج كنيم؟ تحت چه شرايطي؟

·  آيا نيازي به شناخت و پژوهش تاثير متناسب سازي رسانه هاي نوين( فنآوري هاي اطلاعاتي و ارتباطي ) است؟ در اين صورت ما چگونه تاثير رسانه ها در حالتي كه داراي ماهيت و نشانه هاي مجازي هستند بسنجيم؟

·  آيا براي انتخاب ما در مورد كساني كه بايد كمك شوند معيارها و شاخص هايي وجود دارد؟

·  آيا ما بايد كاربرد رسانه هاي نويني را كه بر دانش و اطلاعات در حال انتشار آن ها كنترل يا مالكيتي نداريم ترويج كنيم؟

·  تا كجا رسانه هاي نوين واقعاً در زندگي فقرا نفوذ مي كنند؟

·  آيا رسانه هاي نوين( فنآوري هاي اطلاعاتي و ارتباطي ) مي توانند تغيير اجتماعي و توسعه را در جوامع روستايي ترويج كنند؟ چگونه؟  

·  اينترنت هنوز قدرت اجتماعي چنداني ندارد.در اين مورد بحث كنيم.

2-1-   محتواي رسانه هاي نوين( فنآوري هاي اطلاعاتي و ارتباطي ) متناسب سازي شده

همراه با مسئله دسترسي مسئل متناسب سازي رسانه هاي نوين به ويژه با فنآوري هاي اطلاعاتي و ارتباطي موضوع پر اهميت تري در زمينه محتواست.

بياييم به اين موضوع ها بيانديشيم:

·  چگونه محتواي محلي براي رسانه هاي نوين( فنآوري هاي اطلاعاتي و ارتباطي ) توسعه يافته و ايجاد مي گردد؟

·  ما چه نقشي در توسعه محلي محتواي رسانه هاي نوين( فنآوري هاي اطلاعاتي و ارتباطي ) و كنترل آن محتوا ايفا مي كنيم؟

·  ما چگونه اطمينان مي دهيم كه محتوا با فرهنگ هاي محلي سازگار است؟

·  پژوهش چه نقشي در محتواي رسانه هاي نوين( فنآوري هاي اطلاعاتي و ارتباطي ) بايد داشته باشد؟

2- فنآوري سازي مردم  

با پولي كه باري ورود به دنياي اينترنت مورد نياز است شما مي توانيد يك خانو.اده را در بنگلادش براي يك سال غذا بدهيد  .مهم تر از همه آن كه هر چه اينترنت رشد كند بدل به جايگاهي تجاري خواهد شد.اجتماعات ثروتمند قدرتمندتر خواهد شد و اكثريت به گونه اي بدتر به حاشيه رانده خواهد شد. من فكر مي كنم كه اينترنت بدل به سلاح اقتصادي و معرفتي خواهد شد.

(پروفسور ضيا الدين سردار ، نشريه سايبر فيوچرز: فرهنگ و سياست در ابر بزرگراه هاي اطلاعاتي،1996 ) [5]

تب دسترسي: كسب و توسعه تازه ترين سخت افزار اغلب بدون توجه به محتواي زيرساخت ارتباطي به شدت استقبال مي گردد و رشد خواهد يافت؛ امَا تاثير اين فعاليت ها بر فرآيندهاي اجتماعي توسط ارتباطات مي تواند تسهيل گردد يا نگردد (سايك يون [6] ، 2000:38).     

زبان: بسياري از فنآوري هاي اطاعاتي براي به حركت درآوردن و فرآوري محتواي ديجيتالي در قالب حروف رومي ساخته     شده اند و در قالب زبان انگليسي تنظيم گرديده اند.

محتوا ، اطلاعات به شدت شمالي شده: براي خلق براي خلق محتواي محلي سازگار به صورتي پويا براي بي اثر كردن عدم توازن هاي شمال جنوب

( معرفت جهاني، موافقتنامه شماره 2 در خصوص موضوعات كليدي رسانه ها)              

 

جريان قدرتمند اخبار و محتواي سرگرم كننده از شمال به جنوب فضاي تنفسي را براي بيان و انتقال ارزش ها و فرهنگ هاي بومي  باز نمي گذارد.در كشورهاي توسعه يافته انبوهي از منابع و فنآوري ها وجود دارد كه براي كنترل محتواي انتقال يافته از سوي اين ممالك عمل مي كنند.

نه تنها كشورهاي در حال توسعه نيازمند كسب زيرساخت ها و منابع دسترسي به فنآوري هاي نوين هستند؛ بلكه بايد محتواي ويژه خود را توليد كنند. در اين صورت ممكن است آنان از حيث اقتصادي،اجتماعي،فرهنگي و سياسي گوشه گرايي اختيار كنند.

بياييم به اين موضوع ها بيانديشيم:

·  در جريان روان اطلاعات/دانش/مواد سرگرم كننده از جنوب به شمال و جنوب به جنوب چه نقشي مي توانيم داشته باشيم؟

·  چگونه انديشه غالب را با رهيافت ارتباطات مشاركتي كه در آن هر كس مي تواند اطلاعاتي را در قلمروي اطلاعاتي عمدتاً منشا گرفته از شمال توليد، درخواست، دريافت و ايجاد كند وفق دهيم.

·  چگونه مي توانيم راه هاي اصلاح محتواي شمالي/غربي فنآوري هاي نوين اطلاعاتي و ارتباطي را با مقاصد ارتباطات و           فرهنگ هاي محلي كشف كنيم؟ آيا ما مي توانيم از اين تطابق ها چيزي ياد بگيريم؟ چه مثال هايي وجود دارد؟

انگيزش رسانه هاي نوين ( فنآوري هاي اطلاعاتي و ارتباطي ) با رسانه هاي سنتي و مردمي : بايد بين رسانه هاي سنتي و رسانه هاي اطلاعاتي در حال تطور ميانجي گري نمود آن ها رسانه هايي هستند كه به خيزش هاي اجتماعي،فرهنگي و اقتصادي مورد نياز جامعه مي توانند توجه نمايند و براي دريافت اطلاعات شفاهي از منبع سنتي مورد اعتماد و شناخته شده و اطلاعات مكتوب و متني از منابع مجازي اقدام مي كنند.  

( منتخب فنآوري هاي اطلاعاتي و ارتباطي براي معيشت هاي پايدار: مطالعه مقدماتي، آوريل-نوامبر 1999 توسط فارل[7] ، نوريش[8]  و اسكات[9]

 در اينجا زمينه اي براي تركيب هاي نوآورانه رسانه هاي سنتي كه به نيازهاي فرهنگي - اجتماعي محلي پاسخ مي دهند و در پيوند با رسانه هاي نوين هستند وجود دارد. مشكل آن است كه اغلب تكامل رسانه هاي نوين با سرمايه گذاري هاي بخش خصوصي امكان پذير است و منطق رسانه هاي سنتي با مالكان زير ساخت هاي رسانه هاي نوين به پارادايم هاي متفاوتي تعلق دارد.بنابراين در  خصوص جستجوي چند هدف مشترك قابل دستيابي چالشي وجود دارد.( راميرز[10]  ، ارتباطات شخصي).

زير ساخت ها: رسانه هاي نوين ( فنآوري هاي اطلاعاتي و ارتباطي) بدون زير ساخت محلي عملكرد ضعيف و كم فروغي دارند.

دلال هاي اطلاعاتي:  در مورد نقش دلال هاي اطلاعاتي مرتبط با رسانه و اكثريت فقير و محرومان از رسانه هاي نوين ( فنآوري هاي اطلاعاتي و ارتباطي) چه مي توانيم انجام دهيم؟  

  



1 اشاره به رسانه هاي الكترونيكي يا عنوان فنآوري هاي اطلاعاتي و ارتباطي است.در اينجا هدف بجث از رسانه هاي نوين در تمام گونه هاي خود خارج از انواع سنتي است.كه شامل فنآوري هاي اطلاعاتي و ارتباطي،ويديويي ديجيتال، راديو، چند رسانه اي ها، و ارتباطات موبايل است.

[2] Andrew Skuse

[3] DFID

[4]Andrew Skuse,Social Development Department DFID .White Paper on International Development 2000, Media in Development   

[5] Prof,Ziaudindin Sardar,Cuberfuture:Culture and Politics on the information Superhighways    (1996)   

[6] Saik Yoon

[7] Farrell

[8] Norrish

[9] Scott

[10] Ramirez

متناسب سازي رسانه هاي سنتي و رسانه هاي نوين براي توسعه (ويژه انجمن مجازي به همين نام ،بخش دوم)

بحث نامه تهيه شده توسط گروه ارتباطات براي توسعه. بخش خدمات ترويجي،آموزشي و. ارتباطي سازمان خوار و بار و كشاورزي ملل متحد(فائو)با همكاري سابين ميشلز – دكوك (اول دسامبر 2000)

مترجم: حميد رضا زرنگار

 

گفتگوي ارتباطي شماره 1

يك سامانه ارتباطات بومي بايد در تماميت خود شناخته شود ، در صورتي

 كه بخواهد فعاليت هاي توسعه را به گونه اي موثر پشتيباني كند.

                                                                                                                                                كريس كاملانجرا[1]

1-  متناسب سازي برون زا در برابر پديده درون زا

1-1- كاربرد منشا گرفته از بيرون رسانه هاي "محلي"

كاربرد رسانه هاي سنتي و مرسوم در توسعه امر تازه اي نيست. از سال هاي دهه هفتاد قرن بيستم رسانه هاي مردمي توجه متخصصان      رسانه اي را به عنوان رسانه هاي جايگزين به خود جلب نمودند. اين رسانه ها براي پراكندن اطلاعات و انتقال دانش ، تعليم و تربيت، تهييج و سرگرمي، تاثيرگذاري بر ارزش ها و فرآيندهاي تصميم سازي و نيز تغيير رفتار به كار رفته اند. در سراسر دنيا گروه هاي ارتباط گر از منابع سنتي  براي اموري چون ايجاد تنوع در كشت، ترغيب مادران به فراهم كردن غذاي بهتر براي كودكان، تاثيرگذاري بر نگرش ها و نگراني هاي موجود در خصوص اچ.آي.وي و ايدز  و نيز تغيير در شيوه هاي نامنظم زندگي بهره گرفته اند.

زمينه سازي و فهم شبكه هاي اجتماعي: كريس كاملانجرا مي گويد توجه اندكي به درك زمينه اي كه رسانه هاي كوچك در آن زيست  مي كنند يا سامانه هايي كه رسانه هاي مزبور در آن فعاليت مي كنند مبذول مي گردد[2] .او مايل است بگويد در صورتي كه رسانه هاي اجتماعي "واسطه هاي بيان اجتماع" باشند فهم آن ها نيازمند شناخت چگونگي فعاليت اجتماعي در حيات روزمره خود است. نه تنها درك شبكه هاي ارتباطات سنتي و نحوه عملكرد آن ها مهم است؛ بلكه اين نيز مهم است كه بدانيم آن ها همچون ديگ ذوب و ادغام عقايد و اعمال عمل مي كنند.اين پرسش كه چه كسي در خصوص محتواي توسعه اي تصميم گيري مي نمايد مي تواند بر مبناي نوع رسانه ها باشد . شناخت آن كه اجزاي اين رسانه ها چيست مي تواند نقطه شروعي به اين مبحث باشد.

متناسب سازي كور رسانه هاي سنتي/ مرسوم: اقداماتي از اين نوع در خصوص مواردي است كه در        " خارج" برنامه ريزي گرديده؛ به طوري كه از جامعه محلي، هنرمندان و افراد درخواست مي گردد كه در يك برنامه ترتيب داده شده از خارج براي حل مشكلي كه در خارج از اجتماع تشخيص و راه حل آن در خارج از اجتماع نشر و تبليغ شده مشاركت نمايند.

 بياييم به اين موضوع ها بيانديشيم:                        

1-     آثار متناسب سازي / به كارگيري[3]

·  آيا آژانس هاي توسعه مي توانند رسانه هاي محلي را براي پراكندن اطلاعات و دانش بدون استثمار، زيان رساني و بي ثبات كردن فرهنگ ها و مردمان محلي به كارگيرند؟

·  آيا ما نيازمند فرآيندي هستيم كه در آن به آثار به كارگيري خارجي رسانه هاي محلي و آن چه كه پس از متناسب سازي آن ها رخ     مي دهد توجه گردد؟

2-    سامانه هاي ارتباطي بومي

·  چه سامانه هاي ارتباطي بومي در اجتماع و تحت چه شرايطي توسط مردم به كار مي روند؟

·  ما در مورد محتواي رسانه ها و شبكه هاي ارتباطي محلي چه مي دانيم؟

·  چه كسي در مورد محتواي توسعه اي تصميم گيري مي كند؟ ما به واسطه مشاهده كساني كه در اين فرآيند درگير هستند به چه چيز     مي توانيم در خصوص ساختارهاي قدرت و روابط جنسيتي پي ببريم؟ آيا زنان و گروه هاي حاشيه اي در اين فرآيند درگير هستند؟

·   چه كساني مالك فرآيندهاي ارتباطات محلي هستند؟

3-    متناسب سازي منشا گرفته از اجتماع

 كريس كاملانجرا مدعي است فرهنگ در حال پويايي است و با مردم در زندگي روزمره كه از موضوع ها و محتواي ارتباطي احساس زيان يا استثمار نمي كنند سر و كار دارد.(ارتباطات ميان فردي).بنابراين آيا  مي توانيم بگوييم "خسارت" تنها زماني كه" بيروني ها" بر رهبري اصرار مي ورزند پديد مي آيد؟   

بياييم به اين موضوع ها بيانديشيم:

 

·  وقتي رسانه هاي سنتي به وسيله خود اجتماع متناسب سازي مي شوند و به عنوان رسانه هاي انتشار اطلاعات به كار مي روند چه اتفاقي مي افتد/ اين اطلاعات ديرگاهي نيست كه به محيط هاي سنتي يا قلمروي رسوم وارد شده است.

· اهالي بومي و محلي چگونه و چه زماني تصميم مي گيرند كه محتواي جديد در رسانه هاي سنتي / مردمي / مرسوم معرفي گردد؟

·  چه كساني( به عنوان مشاهده كنندگان،هنرمندان و تصميم گيرندگان در خصوص محتوا) در طراحي،توسعه توليد و اجراي  رسانه هاي توسعه ، توليد و اجراي رسانه هاي سنتي/ مردمي / مرسوم در توسعه دخيل هستند؟

·  آثار معرفي محتواي جديد در رسانه هاي سنتي و مردمي بر خود رسانه ها،مخاطبان، زندگي اجتماعي و فردي، روابط فردي و اجتماعي و آنان كه مالك و توليد كننده پيام ها دانش و اطلاعات هستند چيست؟

توجه داشته باشيم بسياري از پرسش هايي كه در بخش قبلي مطرح شد در اينجا نيز مي تواند مورد بحث قرار گيرد.

2-  دروني سازي محتوا 

اين عنوان با برخي موضوع هاي طرح شده در بخش پيشين مرتبط است. بعضي اوقات ترسيم خطي بين پايان يك موضوع و آغاز  موضوع ديگر كاملاً دشوار است.در واقع غالب موضوع هاي ارائه شده زير مجموعه موضوع الف درهم تنيده هستند و بايد در بحث ها مورد توجه قرار گيرند.

 1-2- تغيير در زمينه ها  

زماني كه شكل هاي بياني مبتني بر يك فرهنگ در زمينه و متن ديگري منظور گرديده و جاي مي گيرد چه رخ مي دهد؛ حتي اگر امكان تغيير در چارچوب مفهومي كه شكل هاي بياني در آن جاي گرفته اند وجود داشته باشد؟

2-2- نوسازي محتواها

در برنامه هاي ارتباطي گرايشي براي به كارگيري شكل هاي فرهنگي سنتي بياني در خصوص مسائل اجتماعي – اقتصادي اخير و جاري وجود دارد. به عبارت روشن تر استفاده از  اصطلاحات و مهارت هاي سخنوري مردانه در گفتگوي با زنان در باره برنامه ريزي خانواده و گزينه هاي نوين جلوگيري از بارداري نوعي از بيان خاص فرهنگي كاملاً جنسيتي و بالقوه سياسي به شمار مي رود.

 بياييم به اين موضوع ها بيانديشيم:

 

·  وقتي كه شكل هاي بياني و رسانه هاي سنتي/ مردمي / مرسوم دستخوش طراحي محتوا و متن مي شوند چه رخ مي دهد؟

·  چه چيزي و چه كسي بايد تعيين كند رسانه هاي سنتي / مردمي / مرسوم يا شكل هاي بياني براي به كارگيري در يك زمينه بيروني( به عبارت روشن تر از بيرون از قلمرو سنتي) مناسب هستند يا خير؟

·  آيا جنسيت يك جنبه مهم است كه بايد در مرحله طراحي و تحقيق براي زماني كه از شكل هاي ارتباطي و بياني سنتي / مردمي / مرسوم استفاده مي شود در نظر گرفته شود؟

3- رسانه ها و پيام هاي  رسانه اي مناسب از حيث فرهنگي و اجتماعي

1-3- تناسب رسانه هايي خاص در برابر پيام ها و مخاطبان خاص

" چگونه ما  خواسته دروني خود را در  مورد ساخت برنامه مان بيشتر در ارتباط با نيازها، خواسته ها ، ادراكات و ارزش هاي مردمي كه    مي خواهيم به آن ها خدمت كنيم و كارمان را ارتقا بخشيم منطبق و موافق مي نماييم." ( مك كي[4] : 2000 ) .

مرور ادبيات موضوع نشان مي دهد كه گرايشي به ترجيح دادن رسانه هايي خاص براي انتقال پيام هاي با ويژگي متفاوت وجود دارد( بر اساس محتوا ). اين موضوع به ويژه براي عناوين حساس نظير برنامه ريزي خانواده ، اچ.آي.وي و ايدز صحت دارد.

با اين حال مك كي عوامل كليدي چندي را در خصوص كار با رسانه ها عنوان مي كند:

1)" ابر رسانه اي " وجود ندارد.

2)تركيب رسانه ها از رسانه منفرد بهتر است.

3)گزينش رسانه ها مهم است، امّا كيفيت توليد و روش به كارگيري نيز عوامل تعيين كننده كليدي موفقيت اند.

4)مخاطبان منفعل چيز اندكي ياد مي گيرند،امّا مخاطبان فعال پذيرنده ترند.

بياييم به اين موضوع ها بيانديشيم:

 

· آيا شرايط خاصي( زمان و مكان ) وجود دارد كه در آن كاربرد رسانه هاي سنتي و مردمي مناسب تر است؟ اگر چنين چيزي وجود دارد چه موقع و چرا؟ 

·  آيا رسانه هاي سنتي يا مردمي براي بحث از موضوع هاي داراي حرمت اجتماعي مناسب تر است؟ چرا؟

·  آيا در اين عقيده كه رسانه هاي خاصي براي پيام هاي داراي مخاطبان خاص مناسب تر است منطقي ذاتي وجود دارد؟

·  نقش ارتباط گر در بسته بندي مجدد اطلاعات/ دانش در شكل هاي قابل درك براي مردان و زنان بيسواد و تطبيق اين بسته بندي با فهم و درك آنان از پيام ها ( زبان، تناسب اجتماعي - فرهنگي، جنسيت، حساسيت و ساير موارد ) .

4- از مشاركت تا توانمندسازي

1-4- زمينه اجتماعي-سياسي رسانه ها: مالكيت و دسترسي

شكل هاي فرهنگي بيان، آزاد از قدرت نيستند.آنان كه عموماً به محيط فرهنگي داراي چارچوب هاي فكري و عملي خاص تعلق دارند نه تنها بر ابزارهاي بيان (رسانه) ، بلكه بر  محتواي آن نيز كنترل دارند( مباحثي نظير سانسور و تورش هاي جنسيتي).شكل هاي فرهنگي بيان   مي توانندابزارهايي براي تقويت سيطره يك گروه بر گروه ديگر باشند، به اين ترتيب كه استفاده آن ها از محتواي برنامه هاي توسعه مي تواند به طور بالقوه ماشه درگيري بر سر قدرت را در ميان اجتماع  فشار دهد.   

بياييم به اين موضوع ها بيانديشيم:

 

·  چه كس(يا كساني) مالك رسانه هاي مختلف مي باشند؟

·  به طور كلي چگونه رسانه ها طبقه بندي مي شوند؟

·  چه كس(يا كساني) تصميم مي گيرند چه محتوايي براي بافت محلي مناسب است؟

·  آيا ما بايد " اصول عملي" را براي ارتباط گران ( يا به طور كلي فعالان توسعه ) تكامل بخشيم؟ در اصول عملي چه جنبه هايي بايد پوشش داده شوند؟     

2-4- مشاركت واقعي يا مشاركت دروغين

الگوي مشاركتي مردم را به مثابه فعالان كنترل كننده و يا مشاركت كنندگان در توسعه مي انگارد.اين الگو جامعه محلي را بر دولت، گفتگو را بر تك صدايي و رهاسازي را بر بيگانگي ترجيح مي دهد.ارتباطات مشاركتي انگاره فريره اي[5] را در مورد "ارتباطات محاوره اي" و  " آموزش حل مسئله" (1973) بازتاب مي دهد.اين انگاره به جاي ارائه مسائل و راه حل هاي تعريف شده در خارج از جامعه به  مشاركت كنندگان، گفتگوي اجتماعي را به عنوان كليد مشاركت در نظر مي گيرد. بنابراين تاكيد كلي بيشتر بر فرآيند ارتباط، نبادل معاني و برجستگي فرآيند مذكور است. به عبارت ديگر روابط اجتماعي ايجاد شده توسط ارتباط و نهادهاي اجتماعي كه از چنين روابطي منتج  مي گردد بيشتر مد نظر است (1991:68 Serveas).  

به نظر مي رسد موضوع مشاركت يك عنصر كليدي در بهره گيري از رسانه هاي سنتي / مردمي / مرسوم است؛ امّا بايد در هر گفتمان يا فعاليت ارتباطي بدل به موضوع كليدي شود. بدون دخالت " ذينفع- مخاطب" در پژوهش ، طراحي، اجرا و ارزشيابي برنامه هاي ارتباطي مشاركتي وجود نخواهد داشت. مشاركت توام با مسكلاتي است:             

تعريف و مفهوم دهي به مشاركت: چه كسي بايد بگويد چه چيزي مشاركت است و چه چيزي مشاركت نيست؟ آيا مخاطب- ذينفع هميشه علاقمند به مشاركت است؟

مشاركت مساوي است با بازتوزيع قدرت: مشاركت دربرگيرنده تغيير و بازتوزيع قدرت در هنگام سياستگذاري در سطح محلي، دولت و آژانس هاي توسعه است.در اين صورت مشاركت مي تواند آنان را كه موضع و نيز وجودشان بستگي زيادي به قدرت و اعمال آن بر ديگران دارد مورد تهديد قرار دهد.

مشاركت پر هزينه و زمان بر بوده و هميشه امكان پذير نيست: بسياري از مقاطعه كاران و سرمايه گذاران در مورد مشاركت كامل محتاط اند، زيرا عموماً دربرگيرنده برنامه اي با مدت زماني تعريف نشده و انعطاف پذيري بسيار است. وانگهي هميشه مشاركت امكان پذير نيست. براي مثال در مورد فعاليت هاي اضطراري و نجات ممكن است اتكاي به مفهوم مشاركت در اين برنامه ها موجب از قلم انداختن گروه هاي پيراموني ، بسيار فقير و حاشيه اي گردد.

مشاركت دروغين در برابر مشاركت كامل: بعضي از منتقدان تندروي توسعه نظير اسكوبار [6] (1992) و فرگوسن [7]  مشاركت را همچون توسعه قراردادي در لباسي مبدل مي بينند.

آيا چيزي را توصيه مي كنيم كه خود به آن عمل نمي نمي نماييم ؟ : چندان غير قابل انتظار نيست بعضي اوقات گروه پيشنهاد دهنده مشاركت خود در عمل به دنبال كردن اين فرآيند رغبتي نداشته باشند.

بياييم به اين موضوع ها بيانديشيم:

 

·  آيا مي توانيم از مفهوم سازي جهاني مشاركت سخن بگوييم؟

·  اجتماعات محلي چگونه مي توانند مشاركت ورزند؟

·  نقش ما در همكاري براي برنامه ها يا فعاليت هاي مشاركتي و توانمند ساز ارتباطي چيست؟

· آيا روش شناسي ها، فعاليت ها يا پروژه هايي وجود دارند كه بر ادعاي خود مبني بر مشاركتي بودن صادق باشند و يا رهيافت مشاركت در حالتي كه غالب برنامه هاي متقاضي مشاركت در خارج از جامعه هدفگذاري شده اند و راه حل هايشان خارج از اجتماع محلي طرااحي شده غير ممكن مي نمايد؟

·  چه كسي تصميم گيري مي كند كه در موقعيت خاصي بايد يك پروژه، رهيافت ، فعاليت، كارگاه و... مشاركتي باشد يا خير؟

·  آيا مشاركت في نفسه يك سازه فرهنگي غربي است؟در اين صورت چرا ما آن را با وجود ترديد هايمان در غرب، ترويج مي كنيم؟

·   چند سازمان بين المللي توسعه واقعاً مشاركت را در سطح مديريت محلي اعمال مي كنند؟ ( به عنوان مثال در جريان برگزاري   كنفرانس هاي سطح بالا، كارگاه ها، سمينارها در مقام روساي جلسات و يا در نشست هاي تخصصي گروهي).

3-4- دسترسي بر حسب جنسيت

دسترسي به دانش ،اطلاعات و ابزارهاي ارتباط معادل با دسترسي به قدرت و فرصت هاست. زنان هميشه در شبكه هاي ارتباطات سنتي و   بين المللي حضور داشته اند. بسياري اوقات آنان پايه گذاران و نوآوران گونه هاي بياني و ارتباطي فرهنگي بوده اند.با اين حال هنوز اغلب جوامع به منع زنان از دسترسي به اطلاعات مفيد در زمينه هايي نظير بهداشت، تغذيه، كشاورزي، آموزش و پرورش و سياست ادامه مي دهند.    

 بياييم به اين موضوع ها بيانديشيم: 

 

·  آيا دسترسي زنان به دانش و مهارت ها مي تواند به كاهش آسيب پذيري آنان از فقر كمك كند؟ چگونه؟

·  نقش برنامه هاي ارتباطي در اين فرآيند چگونه بايد باشد؟

·  چه شكل هايي از رسانه ها بهتر مي توانند در دسترس زنان باشند؟

·  ما به عنوان ارتباط گران از چه روش هايي براي دخالت دادن زنان در متناسب سازي و به كار گيري ارتباطات مي توانيم استفاده كنيم؟

·  آيا محتوا و شكل رسانه هاي محلي دسترسي زنان را به اطلاعات توانمد ساز و فرصت هاي جديد افزايش يا كاهش مي دهد؟



[1] Chris Kamlongera

2 مراد از رسانه هاي كوچك ، رسانه هاي اجتماعي Community Media يعني رسانه هايي كه (تمام) اعضاي اجتماع براي دستيابي به اطلاعات ، سرگرمي و تعليم و تربيت به آن دسترسي دارند مي باشد. به عبارت ديگر رسانه هايي هستند كه از طريق آن ها اعضاي اجتماع به عنوان برنامه ريزان ، توليدكنندگان و اجراكنندگان فعاليت مي كنند..آن ها ابزارهاي بيان اجتماع هستند و اين موضوع بر تعلق آن ها به اجتماع رجحان دارد (كريس كاملانجرا: 2000) .   

3 در اين نوشته تلاش شده كه بين "متناسب سازي" و "به كارگيري" رسانه ها براي توسعه تمايزي ديده شود. متناسب سازي سرمنشا گرفته از اجتماع ، در مالكيت محلي و فرآيندي از پايين به بالاست. به كارگيري يك اقدام منشا گرفته از بيرون با مالكيت جزئي از درون اجتماع و غالباً از بالا به پايين است. اين تمايز براي اصطلاحات متعلق به مباحث حاضر تعبيه شده است.

[4] Mc Kee

[5] Freirean

[6] Scobar

[7] Ferguson